تبليغاتX
پایگاه اینترنتی

به نام خدا

قله سنگ سرک به ارتفاع ۳۲۰۰ متر از سطح دریای آزاد یکی از قلل منطقه تخت سلیمان محسوب می شود. برای دستیابی به این قله سه مسیر وجود دارد. مسیر زمستانه این قله یالی است که از قرارگاه  کوه نوردی رودبارک به خوبی قابل مشاهده می باشد.

کوه نوردان کلاردشت صبح روز جمعه 88.9.27 مطابق معمول هر هفته ساعت 7 صبح از قرارگاه به سمت قله سنگ سرک به راه افتادند.

برای طی مسیر زمستانی می بایست  جاده دره پلت کله را که پشت قرارگاه واقع شده ادامه داده و نرسیده به انتهای جاده، تقریبا انتهای ویلاها به سمت چپ تغییر مسیر داده و از جاده ای که در دل جنگل وجود دارد،به ابتدای یالی که به قله منتهی می شود،رسید.

این مسیر فقط در زمستان پیشنهاد می گردد چراکه تا قله از شیب تندی برخوردار است.

گروه پس از ساعت ها کوه پیمایی بالاخره ساعت 12:30 به قله رسید و پس از گرفتن چند عکس یادگاری بلافاصله مسیر بازگشت را در پیش گرفت.  

کوه نوردانی که دراین برنامه حضور داشتند:

گلچهره همتی(سرپرست)<>میهن شیرازی<>علی فرضی<>شفیع روحی<>یونس یونسی<>پویا فرضی<>رسول نقوی<>اسلام جوادی<>عیسی ازوجی

+ نوشته شده توسط مهرزاد فرضی در شنبه بیست و هشتم آذر 1388 و ساعت 14:31 |

به مناسبت گرامیداشت سومین سالگرد درگذشت شادروان پوراندخت بوذری جمعی از کوه نوردان کلاردشت به ارتفاعات قله آنه سرا صعود کردند.

شادروان پوراندخت بوذری در سال ۱۳۳۵ در کلاردشت متولد شد . کوه نوردی را از سال ۵۹ آغاز نمود.ازکوهنوردان تیم ملی کوهنوردی کشورمان بود و در سال ۸۴ نیز بعنوان قهرمان قهرمانان استان مازندران انتخاب شد . از جمله صعودهای برون مرزی وی میتوان به قلل مراپیک (۶۶۵۴) – آرارات(۵۱۳۷) – لنین(۷۱۳۴) – کالاپاتار(۵۵۴۵) – بیس کمپ اورست و شرکت در اردوهای انتخابی صعود به اورست و پومری اشاره کرد . وی همچنین علاوه بر صعود به اکثر قلل مرتفع کشور ،  دارای مدرک مربیگری درجه 3 کوهپیمایی ، راهنمای منطقه علم کوه و دماوند و از شرکت کنندگان رقابتهای سنگنوردی قهرمانی کشور در سال ۷۸ بود . و اما در سیزدهم آذر ۱۳۸۵ بر اثر بیماری ، روح بلندش بر فراز قله ها برای همیشه آرام گرفت.

صبح روز جمعه (13/9/88) کوه نوردان کلاردشت در مجتمع کوهستانی رودبارک گردهم آمدند تا بار دیگر یاد و خاطر همنورد از دست رفته خویش را گرامی دارند. برنامه با سخنرانی کوتاهی توسط ضیاء الدین ایل نژاد دبیر هیئت کوه نوردی درباره شادروان بوذری آغاز شد؛ دقایقی بعد ساعت 8:30  گروه به سرپرستی رسول نقوی به سمت دره راشک شروع به حرکت نمود. استقبال خوبی از این برنامه شده بود؛ تعداد 57 نفر در این برنامه حضور داشتند.

امروز حال و هوای خاصی بر دره راشک حکم فرماست چرا که بیاد عزیزی به اینجا آمده ایم که بارها و بارها در کنارش به اینجا آمده ایم و افسوس و صد افسوس که امروز در میان ما نیست!

درانتهای دره راشک ساختمان دو طبقه ای وجود دارد که سال ها قبل دست اندرکاران معدن راشک آن را بنا کرده اند و در بین اهالی رودبارک به ساختمان مهندس سده ای معروف شده است. گروه از سمت چپ این ساختمان به سمت معدن سرب متروکه رفته و در کنار چشمه این دره که به صالح آباد مشهور است اطراق کرده و به صرف صبحانه پرداخت.

بعد از صبحانه دره صالح آباد را که از شیب تندی برخوردار است را بالا کشیده و به قله سردانی رسیدم. بدون اتلاف وقت به سمت گوسفندسرای سردانی سرازیر شده و در کنار چشمه های پر آب، آتشی برپا کرده و نهاری دلچسب صرف کردیم.

بعد از نهار به سمت شلمجار حرکت کرده و از آنجا به دوآب رسیدیم؛ تقریبا ابتدای دره راشک.

در نهایت ساعت 16 به قرارگاه رودبارک رسیدیم. به اتفاق همه ی همنوردان به مزار رودبارک رفته و با قرائت فاتحه بر آرامگاه شادروان بوذری بار دیگر یاد و خاطره اش را گرامی داشتیم!

روحش شاد و یادش گرامی باد

+ نوشته شده توسط مهرزاد فرضی در یکشنبه پانزدهم آذر 1388 و ساعت 18:53 |

به مناسبت سومین سال درگذشت شادروان پوراندخت بوذری

همیشه همینطور است...

                               همیشه، این گونه بوده است

آن هنگام که رفتند،

                          ماندند و جاودانه شدند.(فروغ فرخزاد)

سیزدهم آذر ماه هشتاد و پنج، باور کردنی نیست! مگر می شود! اما حقیقت داشت! چه غروب سرد و غمناکی! روح بلند تو پر کشید تا برای همیشه بر فراز قله ها آرام گیرد!

اینک در نوای بلبلان شاه علمدار و نسیم لطیف حصارچال به دیدارت می آییم! و زلالی وجودت را در سرد آبرود به تماشا خواهیم نشست!

یاد این کوه نورد بزرگ که نام او یاد آور عشق به طبیعت و کوه نوردی است زنده و پایدار باد!  

+ نوشته شده توسط مهرزاد فرضی در سه شنبه دهم آذر 1388 و ساعت 18:28 |

تقدیم به عباس جعفری

تاریخچه صعود  به قلل منطقه تخت سليمان و علم كوه                

به قلم :  عامر ازوجی

قسمت هشتم

همانطور که گفته شد قله علم کوه در مجموعه قلل تخت سلیمان دارای بیشترین ارتفاع بوده و به خاطر دیواره بلند خود که به روایتی از هشت دیواره سخت گذر جهان می باشد همواره مورد صعود کوهنوردان بزرگ ایرانی و خارجی از کشور های مختلف قرار گرفته است. در این بخش هدف را بررسی تاریخچه صعود قله علم کوه در وهله اول وقلل دیگر منطقه و افرادی که فعالیتهایی در منطقه داشته و اولین صعودها وگشایش ها بر روی دیواره را انجام داده اند، قرار داده ایم تا بتوانیم اطلاعاتی را از تاریخچه در اختیار قرار دهیم.

صعود زمستانه ديواره علم كوه سال 1366

در اوايل بهمن سال 1366 تيم منتخب فدراسيون كوهنوردي پس از بارگذاري كه در پاييز انجام داده بود به قصد صعود از ديواره علم كوه عازم منطقه مي شود. تصميم بر اين شد كه مقداري از بارهايي كه براي برنامه نياز بود در هنگام اجراي برنامه به سرچال حمل شود. در روز اول مقداري از بارها تا كشتي سنگ حمل مي شود و به علت برگشت افراد محلي كه براي حمل بار استخدام شده بودند مقداري از بارها در كشتي سنگ باقي ماند و بقيه بارها در روز بعد به سرچال حمل شد. بعد از رسيدن به سرچال و مواجه شدن با هواي خراب تيم مجبور شد چند روزي را در پناهگاه سرچال بمانند و بعد از چند روز كه هوا خوب شد براي بردن بقيه بارها تيم به كشتي سنگ بر مي گردد. رسول نقوي مي گويد وقتي كه در مسير زمستانه به انتهاي يال ليزونك و ابتداي بهمن كنگلك رسيديم من جلو مي رفتم و علي محمد فرضي در پشت سر من و بقيه تيم كمي عقب تر بودند. رسول مي گويد وقتي كه در حال عبور از بهمن بودم و تقريبا به انتهاي بهمن رسيده بودم كه صدايي شنيدم و وقتي به بالا نگاه كردم ديدم كه بهمن رها شده است كه شروع به فرار كردم و علي محمد فرضي كه عقبتر بود تصميم مي گيرد، برگردد كه پس از چند قدم زمين مي خورد و بهمن به او مي رسد و او را با خود مي برد و در اين لحظه تيم هم مي رسد و بلا فاصله شروع به جستجو مي كند كه صمد جباري به طور حيرت انگيزي علي محمد فرضي را پيدا مي كند. زماني كه صمد در حال جستجو بود با باتوم خود بر روي برف مي كوبيد كه باتوم او به پاي علي محمد فرضي كه برف كمي روي آن را پوشانده بود برخورد مي كند و سريعا اورا از زير برف بيرون مي آورند.

رسول نقوي وقتي علي محمد فرضي را از زير برف بيرون مي آورديم مي گفت چرا شما را اين همه صدا كردم جواب مرا نمي داديد و بعد از به خير گذشتن اين ماجرا علي محمد فرضي و فواد فرضي به كلاردشت بر برگشتند و بقيه افراد باقيمانده بارها را به سرچال حمل كردند و تيم در علم چال مستقر شدند تا صعود ديواره را آغاز كنند و تيم ديواره را صمد جباري و زنده ياد محمد داودي تشكيل مي دادند.

تيم ديواره صعود خود را از مسير 52 لهستان آغاز مي كند و صعود خود را تا طاقچه دوم هم ادامه مي دهد كه كم كم چهر هوا دگرگون مي شود و رو به خرابي مي رود و برنامه به خاطرهوای خراب از دست دادن كيسه خواب زنده ياد محمد داودي و يك حلقه طناب كنسل شد و تيم راه برگشت را در پيش گرفتند.

افراد تيم: صادق آقاجاني( سرپرست)، صمد جباري، زنده ياد محمد داودي، مسعود اشرفي، علي محمد فرضي، رسول نقوي، فواد فرضي

بعضي از اسامي ممكن است از قلم افتاده باشد.

منبع : نقل قول از رسول نقوي، شركت كننده در برنامه و راهنماي محلي

صعود زمستانه سال 1367

برف می بارد و ما آرام،

گاه تنها، گاه با هم راه می رفتیم،

چه شکایتهای غمگین که می کردیم

یا حکایتهای شیرینی که می گفتیم.

برف می بارید و پیش از ما

دیگرانی همچو ما خشنود و نا خشنود

زیر این کجبار خامشبار از این راه

رفته بودند ونشان پاهایشان بود.

من بسان گرگی شیر مست  آزاده و آزاد

می سپردم راه و در هر گام

گرم می خواندم سرودی تر

می فرستادم درودی شاد

این نثار شاهوار آسمانیرا

راه بود و راه، این هرجایی افتاده

این همزاد پای آدم خاکی

برف بود و برف، این آشفته پیغام

این پیغام سرد پیری و پاکی

شعر از كتاب اوستا اخوان ثالث- پیش در آمد صعود زمستانه سال 67 نوشته عباس جعفری

سردایه رود خاموش و یخ زده بی هیچ تلاشی آرام بر بستر سردش جریان داشت، بی هیچ پرواز پرنده ای بی عبور پرنده ای، جنگل زیر لحاف سپید زمستان آرمیده بود و دودی سفید از کومه ای دور دست بر پهنه اسمان خط انداخته بود و امتداد نگاه را هیچ چیز جز برف پر نمی کرد، برف برف برف... و سکوت. انگار نه انگار تابستان طوفانی از پروانه ها و حشرات و زنبورها در میان غوغای کبکهای دری که از عطر کنگلکها مست می پریدند اینجا را به بازار مکاره ای تبدیل می کرد. غلغل چشمه امیر که سرچشمه اش از مهریز بود و زلال عمقش پر از سنگریزه و نور خورشید که بر سنگریزه ای عمقش نی تابید انعکاس اعماق تاریک جنگل را  نورباران می کرد و در گوشه کنار مردابکهایی که علف تازه و گلهای وحشی رنگ برنگ و پایین ترها جنگل و چنان انبوه که سرزدن افتاب را از لابلای درختانش نمی توان دید.

در روز 12 بهمن این سال تیم فدراسیون برای صعود گرده المانها، سیاه سنگها وتخت سلیمان و میان سه چال راهی منطقه علم کوه می شود. پس از  گذشتن از اطاق سرا و رسیدن به ونداربن که خالی از مامن درویش پیر است شب را در آنجا مانده و صبح روز بعد به راه می افتند و بعد از بهمن سره کمر که به تازگی ریخته بود به کشتی سنگ می رسند و در زیر کشتی سنگ شب مانی می کنند. صبح روز بعد به سمت سر چال به راه می افتند، پس از رد کردن بهمن پیت سرا نوبت به بهمن کنگلک اول رسید که همگی به سلامت آن را رد کرده و پس از عبور از آن رسول نقوی واقعه ریزش بهمن بین کنگلک و لیزونک را که علی محمد فرضی را در خود کشید شرح داد و پس از آن و عبور از لیزونک ستیغ علم کوه از پشت میان سه چال سر برکشید و تیم به سرچال رسید و پس از شب مانی صبح روز بعد پس از تقسیم بارهای بارگذاری شده در سرچال، تیم به علم چال می رود که بعد از دو ساعت تلاش مستمر به علم چال می رسند و پس از گذاشتن بارها در داخل بشکه به سرچال باز می گردند.

در صبح روز بعد همه تیم با تمام امکانات به علم چال می روند و پس از رسیدن تیم سیاه سنگ راهی می شود. تیم سیاه سنگ با استعداد هفت نفر به سرپرستی حسن جواهرپور و همراهی اقبال افلاکی، شالوم، سیدی نیا، علینژاد، میرابی و سازگار در کنار تیم پشتیبان به یادگار عکسی گرفتند و با عزیز خلج و رسول نقوی و بدرقه بچه ها براه افتادند. بقیه افراد در علم چال مستقر شدند.

ساعت چهار بعد از ظهر تیم سیاه سنگ بر روی قله سیاه سنگ بود وبه سوی جانپناه رفتند. صبح روز بعد تیم گرده متشکل از محسن نوری، رسول نقوی، عباس جعفری و داود خادم از گردنه میان سه چال به راه می افتد و بر روی شانه کوه که می رسند تیم تخت سلیمان متشکل از کمال جوادی، نعمتیان و شادلو جدا می شوند و تیم گرده حرکت می کند و رسول یکه تاز میدان است و مسیر را تا زیر گرده می گشاید. بعد از دو رکابی همه در داخل طناب می شوند. محسن دو رکابی را رد می کند و باد صدای عزیز را به گرده می کوبد: ماشاالله محسن. در همین لحظه فریادی بلند همه را به خود می کشد و همه به قله چشم می دوزند که می بینند که تیم سیاه سنگ به قله دست یافته است.

تیم گرده به زیر سه رکابی می رسد که باد و کولاک شدت می یابد و با تلاش و همکاری محسن سه رکابی رد می شود و رسول سوار رکاب می شود که یک لحظه از رکاب جدا می شود و در فضا آویزان می ماند ولی روحیه اش بالاتر از اینهاست و بار دیگر سوار رکاب شده و سه رکابی را رد    می کند و بعد هم بقیه تیم. پس از عبور از سه رکابی به ابتدای تراورس ها رسیده و پس از عبور از آن در کمی بالاتر شب مانی می کنند. پس از یک شب مانی بسیار سخت در صبح هنگام تلاشی دوباره آغاز می شود و پس صعود به سنگ سماور می رسند که متوجه تیم سیاه سنگ در یخچال غربی می شوند که به جای صعود از گردنه شانه کوه از گردنه زیر گرده که بهمن عظیمی را در بالای سرشان دارد، می شوند، بلافاصله رسول و عباس به انها خبر می دهند و تیم متوجه شده و مسیرش را به سمت شانه کوه بر می گرداند.

سپس تیم پس از عبور از دهلیز آخر به بالا می رسد و گرده یک بار دیگر در 19 بهمن صعود      می شود و بلافاصله به سمت جانپناه خرسان می روند و پس از استراحت شبی دیگر را در آنجا     می گذرانند و صبح روز بعد از پشت جانپناه خرسان به سمت یخچال غربی می روند و پس از رسیدن به یخچال غربی دهقان، احسان منش و علی نژاد را که از تخت سلیمان بر می گشتند به سوی آنها رفتند و در همین لحظه عزیز به روی شانه کوه رسید و بعد از رسیدن به شانه کوه تیم سیاه کمان که متشکل از سیدی نیا، شاد لو و نعمتیان بودند به علم چال رسیده و سیدی نیا بلافاصله برای استقبال و حمل بار به سمت شانه کوه آمد.

سحر هنگام روز بعد چهار نفر دیگر برای صعود چندمین بار  میان سه چال بیرون زدند و بعد از صعود آن روز و جمع کردن وسایل کل تیم به پایین برگشتند و برنامه به پایان رسید.

افراد تیم: عزیز خلج ( سرپرست )، محسن نوری ( سرپرست تیم گرده آلمانها)، حسن جواهرپور ( سرپرست تیم سیاه سنگ )، رسول نقوی ( گرده آلمانها )،کمال جوادی ( راهنمای محلی و تخت سلیمان)، حسین نعمتیان( تخت سلیمان و سیاه کمان )، داود خادم (گرده آلمانها )، سلیم شالوم ( سیاه سنگ )، عباس سیدی نیا ( سیاه سنگ و سیاه کمان )، اقبال افلاکی (سیاه سنگ )، حسن میرابی ( سیاه سنگ)، مهدی دهقان ( تخت سلیمان و میان سه چال )، عباس علینژاد ( سیاه سنگ و تخت سلیمان و میان سه چال )، محمد احسانمنش( میان سه چال و تخت سلیمان )، پرویز شادلو ( سیاه کمان و تخت سلیمان و میان سه چال )، شهنام سازگار ( سیاه سنگ )، عباس جعفری ( گرده آلمانها ).

منبع : گزارش صعود زمستانه علم كوه، روابط عمومي فدراسيون كوهنوردي، نوشته طبیعت مرد نامي ایران عباس جعفری، بهار 1368

صعود زمستاني ديواره علم كوه سال 1368

تيم منتخب فدراسيون پس از صعود نا موفق سال 66 بار ديگر تصميم به صعود ديواره علم كوه از مسير 52 لهستان مي گيرد. در اوايل  بهمن ماه تيم به سرچال رفته و در علم چال مستقر          مي شوند. براي مستقر شدن تيم فيلم برداري از ديواره تصميم بر اين شد كه رسول نقوي و عزيز خلج در بين دو ركابي و سه ركابي گرده آلمانها جايي را بارگذاري و مسير را ثابت گذاري كنند. رسول نقوي مي گويد من و عزيز در گرده  بوديم كه محمد داودي كه جز تيم ديواره بود با هيلي كوپتر وارد منطقه علم چال شد.

روز بعد رسول نقوي، محسن نوري، صمد جباري و محمد داودي به سمت ديواره حركت مي كنند كه محسن و محمد افراد تيم ديواره بودند و رسول و صمد هم در زير ديواره چادر زدند و پس از استقرار چادر در آنجا تيم به علم چال بر مي گردند كه علي محمد فرضي و بقيه افراد به استقبال آنها مي آيند و همه در پناهگاه علم چال مستقر مي شوند.

رسول نقوي مي گويد در پناهگاه بوديم كه محمد داودي به خاطر صعود قبلي اش در پاكستان عارضه ريوي داشت، حالش خراب مي شود و نصف شب حالش رو به وخامت مي رود و اقبال افلاكي مقداري تجويز دارو براي بهبود حالش انجام مي دهد. صبح تصميم مي گيرند كه محمد را به سرچال آورده و از آنجا به كلاردشت بياورند. صبح محمد را به سرچال برده و حالش هم بهتر شده بود.

رسول مي گويد محمد هميشه به چاي، سمبه مي گفت، وقتي به سرچال رسيديم درخواست چاي ( به قول خودش سمبه ) كرد و حالش هم خوب بود و وقتي به او چاي دادم گفت رسول بالاخره علم كوه چهار چرخ مرا پنچر كرد. به علت كمبود وقت براي رسيدن به كلاردشت يك شب را در سرچال مانده كه ساعت 12 شب باز هم حال محمد بد مي شود و همه افراد نگران و بيدار مي شوند. صبح روز بعد ساعت 6 صبح محمد را تا كشتي سنگ بسكت كرده و بعد تا برير او را بر روي پشت حمل مي كنند و يكي از افراد كه زودتر به پايين رفته بود يك قاطر از اطاق سرا ( روح الله داودي ) تهيه كرد و به برير آورد و او را با قاطر به اطاق سرا آوردند كه محمد به وضعي رسيده بود كه ديگر قادر به خواندن نمازش نبود و نمازش را به صورت نشته خواند و شب محمد را به رودبارك آورده و در خانه علي محمد فرضي مانده و دكتري هم در كلاردشت او را معاينه كرد و نتوانست تشخيص درستي بدهد و صبح رضا تبريزي و علي فرضي او را به تهران بردند و رسول نقوي هم بعد از انتقال محمد براي ادامه برنامه به سرچال برگشت و تيم 13 روز در منطقه بودند كه به علت هواي خراب و آسيب روحي وارده به افراد، ديواره هم صعود نشد و تيم پس از 13 روز به پايين برگشت و وقتي كه به اطاق سرا رسيدند به اصرار روح الله داودي شب را در آنجا ماندند و صبح رسول نقوي براي تهيه ماشين به اكاپل مي آيد كه با چند نفر افراد محلي رودبارك برخورد مي كند و در آنجا به رسول   مي گويند كه محمد داودي براي هميشه جاودانه شده است و افراد بعد از رسيدن به رودبارك مستقيم به تهران مي رود تا در مراسم زنده ياد محمد داودي شركت كند.

افراد تيم: صادق آقاجاني ( سرپرست )، زنده ياد محمد داودي، رسول نقوي، علي محمد فرضي، عزيز خلج، اقبال افلاكي، عباس جعفري، محسن نوري، رضا تبريزي، صمد جباري

منبع : نقل قول از رسول نقوي، شركت كننده در برنامه و راهنماي محلي

 

+ نوشته شده توسط مهرزاد فرضی در سه شنبه دهم آذر 1388 و ساعت 10:27 |

(  ۲۹"۸"۸۸ )  

منطقه راشک کلاردشت--عکس از علی فرضی

+ نوشته شده توسط مهرزاد فرضی در سه شنبه سوم آذر 1388 و ساعت 14:26 |

تاریخچه صعود  به قلل منطقه تخت سليمان و علم كوه                

به قلم :  عامر ازوجی

قسمت هفتم

همانطور که گفته شد قله علم کوه در مجموعه قلل تخت سلیمان دارای بیشترین ارتفاع بوده و به خاطر دیواره بلند خود که به روایتی از هشت دیواره سخت گذر جهان می باشد همواره مورد صعود کوهنوردان بزرگ ایرانی و خارجی از کشور های مختلف قرار گرفته است. در این بخش هدف را بررسی تاریخچه صعود قله علم کوه در وهله اول وقلل دیگر منطقه و افرادی که فعالیتهایی در منطقه داشته و اولین صعودها وگشایش ها بر روی دیواره را انجام داده اند، قرار داده ایم تا بتوانیم اطلاعاتی را از تاریخچه در اختیار قرار دهیم.

سال 1363:

از روز هفتم تیر ماه ادامه صعود مسیر آرش با حمل بارها به رودبارک شروع و از روز یازدهم کار روی دیواره آغاز شد، مانند سال گذشته مسیر هاری روست- امیر علایی برای رسیدن به ابروی دوم از ابتدای تراورسه فرانسویها ثابت گذاری شد.

پس از تکمیل ثابت گذاری و تنظیم مسیر، تا آخرین نقطه صعود سال گذشته، بابایی و عسگری که یک شب را هم روی ابرو گذراندند، به قصد ادامه مسیر شب چهارم را پس از طول طالقان شهسوار شب مانی کردند، عباس محمدی و حمید محمدیون هم از تیم دیواره، از روز سیزدهم تیر روی ابرو ماندند.

بابایی و عسگری دو شب را هم در محل شب مانی چهارم کارگاه 13 گذراندند. در روز هفدهم تیر، آنان حرکت خود را، به قصد در آمدن از دیواره آغاز کردند، محمدی و مبر محمد علی که به جای محمدیون روی دیواره آمده بود نیز از کارگاه ابروی دوم شروع کردند.

هر چهار نفر ساعت 3.45 بعد از ظهر با اتمام مسیر به خط الراس علم کوه رسیدند، محمدی لحظات را چنین گزارش می کند:

مسیر به پایان رسیده است... قله علم کوه کمی بالاتر است، درست در سمت راست قرار دارد، فقط با چند دقیقه راه رفتی به آنجا می رسیم.

در مرداد ماه این سال پرویز غفاری از اعضای گروه کوهنوردی دماوند، بر اثر ریزش سنگ از قله سیاه سنگ و اصابت به وی با زندگی وداع گفت.

از تاریخ ششم تا بیست وسوم بهمن اولین صعود زمستانی به قله علم کوه از طریق گرده آلمانها توسط تیم کوهنوردی فدراسیون کوهنوردی اجرا شد.

به این منظور از اوایل سال 63 طرح صعود زمستانی در میان تنی چند از هیات رئیسه فدراسیون و عده ایی از کوهنوردان تبریز شکل گرفت و افراد تیم در تهران وتبریز مشغول تدارکات شدند.

از تاریخ دوشنبه هفتم تا یازدهم آبان ماه لوازم بسته بندی شده به پناهگاه سرچال انتقال یافت و مجددا از تاریخ 23 تا 25/8/63 مواد خوراکی به بالا حمل گردید، در تاریخ ششم بهمن ماه تیم کوهنوردی وارد منطقه شد و در خلال روزهای مختلف با مشکلات عدیده، لوازم و مواد غذایی از پناهگاه سرچال به علم جال حمل و دمای هوا بین 9 درجه ریر صفر تا 19 درجه بالای صفر ثبت شد.

برای چند روز هوای بسیار بد و طوفانی بود، درجه سرمای هوا در روز هفدهم به 22 درجه ریر صفر رسید، در روزهای بعد روی گرده طناب ثابت و دو چادر نصب گردید، روز بیست یکم بهمن ماه هوا نسبتا بد نبود، ساعت 12 ظهر تیم حمله متشکل از چهار نفر کار را شروع کرده ساعت 6 بعد از ظهر به خط الراس نزدیک شدند که به علت طوفان و تاریکی قادر به شناسایی مسیر نبوده در محلی چادر بر پا کردند، درجه حرارت حدود 35 درجه زیر صفر بود.

بالاخره در ساعت 9.45 دقیقه روز 22/11/63 در هوایی ملایم و آفتابی برای اولین بار قله علم کوه از مسیر گرده المانها در زمستان صعود شد.

اسامی تیم کوهنوردی فدراسیون عبارت بود از: صمد شوخباف، حمید جباری، مجید علی محمدی، باقر صمدیان، ابراهیم شیخی، مسعود اقا بالایی، محمد داوودی، حسن پرتو، حمید سلامت، رسول نقوی، صادق آقاجانی، علی محمد فرضی، جلیل صفر علی زاده و سعید اردبیلی.

روز سیزدهم بهمن، تیم گروه کوهنودان آرش به منظور صعود از گرده آلمانها شامل ابراهیم بابایی، فریدون اسماعیل زاده، محسن جلالی، محمد موثق، غلامرضا رشتچی و کوهنوردان اراک ناصر خوشه چین، علی دریایی، اسماعیل عظیمی، سیروس اشتری و دیگر کوهنوردان تهران علی محمدپور، علی خالق و وحید عسگری از تهران عازم منصقه شدند.

کوهنوردان پس از گذرندان یک شب در زیر کشتی سنگ روز هجدهم بهمن با کندن غار برفی در منطقه مستقر شدند، به علت خرابی هوا تیم مشترک روز بیست و یکم روی گردنه شانه کوه روی گردنه شانه کوه چادر زدند و شش صعود کننده در آن استقرار یافتند. کوهنوردان بابایی، اسماعیل زاده، عسگری، موثق، خوشه چین و دریایی از ساعت 8.45 صبح روز 22 بهمن کار را شروع کردند و همگی در حدود ساعت 8 شب به انتهای گرده آلمانها رسیدند و سپس به جانپناه خرسان عزیمت کردند.

سال 1364:

در روز بیست و چهارم تا بیست ششم تیر ماه، محمد خدادادی، مترجم زاده و غلامرضا رشتچی با دو شب مانی روی دیواره علم کوه نخستین صعود یک حمله مسیر آرش را به انجام رساندند.

در نیمه اول مرداد ماه صمد جباری و محمد باقر عیوضی عازم منطقه شده تا مسیری را برای باز گشایی بر روی دیواره علم کوه شناسایی کنند که اولین قدم برای بازگشایی مسیر کرمانشاهی ها بر روی دیواره بود که بقیه ادامه کار به سالهای بعد موکول شد.

در روز هشتم بهمن ماه برنامه یی مشترک با حضور ابراهیم بابایی سرپرست، فریدون اسماعیل زاده، محمد موثق، داریوش بابازاده، مسعود مهرنوش، محسن جلالی، غلامرضا رشتچی، حسین خوش چشم، از گروه آرش و جلال فروزان، علی محمدپور، وحید عسگری، ناصر خوشه چین، علی دریایی و فرامرز مقدم جهت صعود از دیواره علم کوه در صورت امکان از رودبارک حرکت کردند.

آنان توانستند با چند روز رفت وبرگشت تا پای کار، طول اول مسیر هاری روست- علایی را صعود کنند، اما بیش از این نتوانستند، افرادی از تیم به قله سیاه کمان و تخت سلیمان صعود کردند.

سال 1365:

روز بیست و هفتم تیرماه، سعید اردبیلی، حسن نجاتیان و محمد حسن نجاریان با سه ساعت و چهل دقیقه کوشش برای نخستین بار سنگ به شهرت رسیده از برنامه سال 28 گیلانپور، پرویزی و کتیبه ای به علم کوه، سنگ سماور را با به کار بردن 11 میخ پیچ یا مته دستی از جنوب شرقی صعود کردند.

روز بیست و هشتم تیر ماه دو تیم از کوهنوردان گروه دماوند و کوهنوردان کرمانشاه برای اجرای برنامه یی مشترک جهت صعود از دیواره علم کوه به سمت منطقه تخت سلیمان حرکت کردند.

مدت اجرای این برنامه 14 روز بود که در طول این مدت موفق شدند، دیواره را از مسیر مستقیم با نصب 450 متر طناب ثابت صعود نمایند، هم چنین دیگر قلل منطقه، از جمله تخت سلیمان، شانه کوه، میان سه چال، چالون و سیاه کمان را صعود کرده و در تاریخ 12 مرداد ماه به تهران باز گشتند.

روز هفتم مرداد ماه حسن نجاتیان و محمد حسن نجاریان یک زمان جالب سه ساعت و بیست وهفت دقیقه در راه فرانسویها به جای گذاشتند.

روز دهم مرداد برنامه صعود دیواره توسط کوهنوردان آرش از رودبارک آغاز شد. کار روی دیواره با روش محاصره ای انجام شد و تقریبا در میانه گلابی یک نیم مسیر باز شد، این مسیر با تمایل به سمت چپ به میانه مسیر 1352، آرش می پیوندد، در روز 17 مرداد، دو طناب دو نفره رضا میر محمد علی و فرامرز ریاحی مقدم، داریوش بابازاده و غلامرضا رشتچی مسیر را که طی چند روز روی آن کار شده بود، کلا صعود کردند و پس از یک شب مانی در ابتدای ریزشهای بالای دیواره رفتند و خود را تا بعد از ظهر به چادرگاه غربی رساندند، دیگر افراد این گروه عبارت بودند از محمد خدادادی، مترجم زاده سرپرست، رامین شجاعی، علیرضا شریفی، هومان لواسانی و خسرو فخری طاهری.

روز دوازدهم مرداد ماه رامین شجاعی با محمد حسن نجاریان عضو افتخاری گروه آرش صعود سریع یک روزه از مسیر فرانسویها تا روی دیواره شمالی علم کوه داشتند.

در روز 17 مرداد، حمید روحانی با محمد حسن نجاریان مسیر اول را 9 ساعته صعود کردند ، تابستان 65 نخستین سالی بود که سنگنوردان ایرانی طلسم صعود های چند روزه روی این دیواره را شکسته و صعود های 5 تا 6 ساعته را باب کردند. البته نخستین صعود یک روزه از دیواره شمالی علم کوه را پیش از این سعید اردبیلی از همدان و صمد جباری از تبریز در مردا سال 64 و از مسیر فرانسویها گویا ظرف 12 ساعت به انجام رساندند.

منابع

[4] كتاب روز شمار تاريخ كوهنوردي و غار نوردي ايران، تالیف داود محمدی فر، انتشارات سبزان، فروردین سال 1384

[6] دفتر خاطرات علي محمد فرضي راهنماي منطقه علم كوه، خاطرات سالهاي 1351 تا 1361

[7] تاريخچه و فعاليتهاي گروه كوهنوردان آرش، سالهاي 1348 تا 1380

[8] كتاب صود زمستاني، نشريه روابط عمومي فدراسيون كوهنوري جمهوري اسلامي ايران، پاييز 1364

[9] دفتر خاطرات قرارگاه كوهنوردي رودبارك، سال 1363 تا 1365

ادامه دارد...

+ نوشته شده توسط مهرزاد فرضی در چهارشنبه پانزدهم مهر 1388 و ساعت 18:23 |

یوسف گم گشته باز آید به کنعان!

نویسنده: عباث

دوشنبه 5 مرداد1388 ساعت: 14:13

سلام عمو مهرزاد خوبی
ما را که نمیبرید به سر کوه های بلند تا دلی تازه کنیم.  تو این شهری که همش بی خودی ادمو با باتوم و گاز اشک آور پذیرایی میکنند.  دلم برای کلاردشت و دوستان خوبم حسابی تنگ شده.  دیدم خیلی هاشان را در عکس های زیبای وبلاگت همه دوستان من جمع بودند کسانی که از 18 سالگی ام تا کنون د ر کنارشان بودم.  در برف و شادی، در گلزار و ستیغ و در گرده ها و گردنه ها.  دلم را تاه میگردانند یادشان و کرداشان.  از پدربزگت در زمستان 67 نخست در برف و سرما انسانیت آموختم و بزرگواری کوه مردی است برای خودش. دلم به حضورشان قرص است و پدرت و رسول عزیز که با هم تا سر کوه های دور رفتیم با هم خندیدیم و با هم در مرگ بهترین دوستانمان گریستیم.  بس خاطره ها دارم من با مردمان نیک ولایتتان.  ولایت من است کلاردشت . دشت خوبی های این سرزمین محکوم به ظلم و بی عدالتی . به زنده بودنتان زنده ام هنوز
پایدار باشید دستتان را میفشارم و برچشم می نهم
عباث !

وب سایت    پست الکترونیک

+ نوشته شده توسط مهرزاد فرضی در یکشنبه بیست و نهم شهریور 1388 و ساعت 16:23 |

به نام خالق زیبایی ها

گزارش صعود به علم کوه از گرده آلمانها                                       تهیه و تنظیم: عامر ازوجی

گرده آلمانها در قسمت غربی دیواره علم کوه واقع شده است و اولین بار در سال 1315 خورشیدی (1936 میلادی) توسط هیئت کوهنوردی آلمانی به سرپرستی اشتیناور(Steinauer ) و گورتر (Gorter) برای اولین بار صعود شد و صعود از این قسمت که در آن زمان در بین کوهنوردان اروپایی معمائی بوجود آورده بود، حل شد.

این مسیر بارها مورد توجه کوهنوردان برای صعود زمستانه قرار گرفت تا اینکه برای اولین بار در زمستان سال 1363 توسط تیم فدراسیون صعود شد که در این صعود دو کوهنورد ارزشمند کلاردشتی، علی محمد فرضی و رسول نقوی به عنوان راهنما حضور داشتند.

برای رسیدن به ابتدای گرده از پشت سکوی پناهگاه سال 1347 بر روی یال شانه کوه رفته که ابتدای مسیر صعود گرده می باشد.

قبلا در مرداد ماه که برای اجرای برنامه صعود از دیواره رفته بودیم قصد صعود از گرده را داشتیم که به علت خوب نبودن حال یکی از دوستان تصمیم گرفتیم این برنامه را در روز پنج شنبه 12/6/1388 اجرا کنیم.

روز پنج شنبه ساعت 9.30 دقیه همراه دو نفر از دوستان  از جاده شمشک – دیزین به سمت کلاردشت حرکت کردیم و ساعت 13 به کلاردشت رسیده و پس از استراحت و تکمیل وسایل ساعت 14.45 به سمت بریر رفته و و ساعت 15.45 دقیقه به سمت سرچال رفتیم.

مسیر خالی از هیاهوی کوهنوردان و خلوت بود. در پایین تر از کشتی سنگ به صحنه دلخراشی از کشته شدن یک بز کوهی که توسط شکارچیان و بیرحمانه انجام شده بود برخورد کردیم که بسی جای تاسف دارد. مسیر را ادامه داده تا اینکه در ساعت 19045 به پناهگاه سرچال رسیدیم که تقریبا خالی از کوهنوردان بود. پس از استراحت و صرف غذا آماده صعود فردا شدیم.

صبح جمعه 13/6/1388 ساعت 4 از خواب برخاسته و پس از صرف صبحانه ساعت 5.10 دقیقه به سمت علم چال به راه افتادیم و ساعت 7 به علم چال و بلافاصله به سمت گردنه شانه کوه رفته و ساعت 7.30 بر روی گردنه به آماده کردن وسایل همچنان که از دیدن یخچال غربی و قلل هفت خوان و دیواره لذت می بردیم، پرداختیم.

ساعت 8 صبح در یک کرده سه نفره در یک هوای آفتابی و ملایم شروع به صعود کرده و پس از طی مقداری از مسیر به دو رکابی رسیدیم و پس از عبور از دو رکابی به ابتدای سه رکابی با همان پله های چوبی با طناب پلاستیکی که هنوز هم مورد استفاده است، رسیدیم. در کمی بالاتر باز هم ابهت دیواره علم کوه بار دیگر نمایان شد و خاطرات صعود مسیر هاری روست در تک تک طول مسیر در ذهنم تداعی می  شد.

در ادامه مسیر به علت وجود برف تازه و یخ در دهلیزهای مسیر کار را کمی مشکل تر کرد ولی تیم ما مصمم به مسیر ادامه  می داد تا اینکه به قبل از سنگ معروف سماور رسیدیم که مسیرش پوشیده از یخ و برف بود. این دو طول تا سنگ سماور را دوست عزیزم علی نصیری که به تازگی از گاشربروم 2 برگشته صعود کرد که در مسیرهای یخی با تبر یخ صعود می کرد و من هم در انتهای طناب ابزارهایی که در مسیر کار گذاشتیم را جمع می کردم.

بالاخره به سنگ با عظمت سماور رسیده و پس از گرفتن چند عکس یادگاری به دهلیز آخر مسیر بعد از سنگ سماور که برعکس سالهای قبل کاملا یخ زده بود وارد شده و پس از صعود آن از مسیر خارج شده و یک بار دیگر در ساعت 14 بر روی قله علم کوه ایستادیم. 

 

پس از نیم ساعت استراحت بر روی قله به سمت سیاه سنگ و از آنجا به سمت سرچال رفتیم و در ساعت 17.15به سرچال رسیده و در سرچال به استراحت و خوردن ناهار مشغول شده و ساعت 18.30 به سمت پایین رفته تا اینکه ساعت 21 به بریر رسیده و یک بار دیگر خداوند نظر لطفش را به سوی ما کرد تا این برنامه را با موفقیت به پایان برسانیم.

دوستانی که در این برنامه حضور داشتند:

1-        عامر ازوجی- گروه کوهنوردی کالاهو کلاردشت

2-       علی نصیری- گروه کوهنوردی تهران

3-       مهدی فرید افشار- گروه کوهنوردی تهران  

+ نوشته شده توسط مهرزاد فرضی در پنجشنبه بیست و ششم شهریور 1388 و ساعت 17:25 |

سفر به استان چهار محال و بختیاری(صعود به زرد کوه)               تهیه و تنظیم: حسین ربیعی پور

مختصری در مورد استان:

استان چهار محال و بختیاری تا قبل از سال 1332 در قالب شهرستان شهر کرد و بختیاری از شهرستان های استان اصفهان محسوب می شدو پس از سال 1332 این شهرستان از استان اصفهان جدا و بعنوان فرمانداری مستقل در تقسیمات سیا سی کشور قرار گرفت(سایت استانداری) 

هفت شهرستان استان عبارتند از: اردل-بروجن-شهر کرد-فارسان-کوهرنگ- کیارولردگان.

از دیگر شهرهای استان می توان به آلونی-با با حیدر-بلداجی-چلگرد و گندمان اشاره کرد.  این استان سرزمینی مرتفع به مرکزیت شهر کرد در فلات مرکزی ایران است و بیست و دومین استان کشور از نظر مساحت است.  

نقاط دید نی این استان آبشار کوهرنگ-امامزاده شهسوار-آبشار آتشگاه-پیست اسکی بابا حیدر و.... می باشد. این استان از شمال و مشرق به اصفهان –از مغرب به خوزستان-از جنوب به کهگیلویه و بویر احمد و از سمت شما ل غرب به لرستان محدود میشود. استان دارای 16 قله مرتفع با ارتفاع بیش از 3500 متر و قله 4548 متری زرد کوه است. کوه های بلند زاگرس بصورت نواری در تمام استان از شمال غرب تا جنوب شرق امتداد دارند بطوریکه 76 درصد مساحت استان ها را کوه ها و تپه ها تشکیل می دهند.معروف ترین ارتفاعات استان. زرد کوه و معروف ترین قله آن کلونچی نام دارد. ارتفاعات زرد کوه به دلیل یخچال ها و شکل خاص مورد توجه کوهنوردان کشور است که در فصول مختلف سال به قلل آن صعود می کنند.در مسیر صعود به ارتفاعات هفت تنان و شاه شهیدان سه جانپناه برای کوهنوردان احداث گردیده است. از قله های استان میتوان به زرد کوه4548متر-شاه شهیدان 4100 متر-هفت تنان 4000 متر-گره 3975 متر-فردان 3973 متر-میلی 3903 متر کلار 3820 متر-ونک 3803 متر-ریگ 3650 متر – سالدران 3621 متر چرو 3595 متر و سبز کوه 3548 متر اشاره کرد.

گزارش صعود:  

ساعت 4 صبح روز پنج شنبه 22/5/88 حرکت خود را از کلاردشت (رودبارک) به مقصد استان چهار محال و بختیاری آغاز کردیم.وسیله نقلیه ای که در اختیار داشتیم یک دستگاه مینی بوس بود بنا بر این با حرکتی نسبتا آرام تر در ساعت 19:10 به اصفهان رسیدیم(با احتساب زمان استراحت و صرف ناهار و ...).  

همچنان به مسیر خود به سمت استان چهار محال و بختیاری ادامه دادیم تا در ساعت 20:25 به شهر کرد رسیدیم.شهر کرد را هم پشت سر گذاشتیم و بعد از عبور از بابا حیدر به پایان مسیر یعنی شهرستان کوهرنگ رسیدیم. ساعت 23:45 بود که به اداره تربیت بدنی کوهرنگ رسیدیم.رئیس اداره تربیت بدنی شهرستان کوهرنگ آقای فرامرزی بعد از دریافت نامه از سرپرست گروه ما را در همان مکان اسکان دادند.  

روز جمعه 23/5/88 ساعت 15:10 حرکت خود را از تربیت بدنی کوهرنگ به سمت سد کوهرنگ بامینی بوس شروع کردیم.بعد از حدود 30 دقیقه به سد  رسیدیم. پیاده روی گروه از سد کوهرنگ به مقصد جانپناه چا ل میشان از همین مکان شروع شد.گروهی که از قله بر می گشت خبر نبود آب در طول مسیر البته بعد چشمه که از سد حدود بیست دقیقه فاصله داشت را به ما داد.در طول مسیر به چادرهای عشایر منطقه که به گفته خودشان از استان خوزستان به آنجا می آمدند بر خوردیم. انسانهایی زحمتکش و بی آزار در عین حال محروم از بسیاری از ساده ترین امکانات برای یک زندگی معمولی. ساعت 20:40 به جانپناه چال میشان رسیدیم.به محض رسیدن به جان پناه راهنمای گروه که بومی منطقه بود(آقای غیبی)تصمیم گرفت برای شام آب تهیه کند.برای این منظور مسافتی بیش از یک ساعت  (رفت و برگشت)را باید به سمت دره پشت جان پناه طی میکرد.به هر حا ل بعد از صرف شام اعضاء گروه در فکر صعود فردا در همان جان پناه خوابید ند.طبق برنامه ای که از شب قبل چیده شده بود ساعت 3:45 صبح شنبه 26/5/88 حرکت گروه به سمت قله آغاز شد.ساعت 7 صبح به دشت چال میشان رسیدیم از آنجا مسیر را به سمت چپ ادامه دادیم و بعد از عبور از یک سراشیبی در ساعت 7:45 به قله شاه شهیدان رسیدیم.

در ادامه راه در ساعت 9:10 به یخچال رسیدیم و بعد از صرف چای و کمی استراحت مجددا حرکت ادامه پیدا کرد.در ساعت 12:08 قله کلونچی را از سمت راست قله صعود کردیم.ساعت 13 قله را ترک کردیم و مسیر بازگشت را در پیش گرفتیم.ساعت 16:50 به جان پناه چال میشان و ساعت 19:10 به سد کوهرنگ رسیدیم.مسیر سی دقیقه ای سد تا تربیت بدنی را مانند مسیر رفت با مینی بوس طی کردیم و حدود ساعت 19:40 به تربیت بدنی رسیدیم. 

                                                                                                                                       اعضاءگروه:

خانم ها:گلچهره همتی-رفعت فرضی-خاور زندی(سرپرست)-میهن شیرازی-ناهید فرضی

آقایان:فرج اله دارابی-علی غفاری-صدراله اصفهانی-حسین ربیعی پور  

+ نوشته شده توسط مهرزاد فرضی در دوشنبه بیست و سوم شهریور 1388 و ساعت 19:46 |

دره سه هزار

دره سه هزار در قسمت غربی قله علم کوه واقع شده است. آبگرمی که در منتهی علیه این دره از دل کوه می جوشد باعث شده که همه ساله عده کثیری اعم از مردم عادی و کوه نوردان برای استفاده از آن به آنجا عزیمت می کنند.

راه های کوه نوردی که برای رسیدن به آبگرم از کلاردشت وجود دارند عبارتند از: حصارچال و کلجاران

با توجه به شیب تند مسیر کلجاران بیشتر کوه نوردان و بومیان کلاردشت مسیر حصارچال را برای رسیدن به آبگرم سه هزار انتخاب می کنند. لازم به ذکر است دهکده های کوهستانی که در طول این دره واقع شده است با بافت قدیمی و کهن بر زیبایی های این مسیر پیاده روی می افزوده است! در سال های اخیر جاده ای که تقریبا از کنار رودخانه در طول دره کشیده اند بافت سنتی دهکده های کوهستانی را به کلی برهم زده و دیگر خبری از تخته های چوبی بام ها نیست! ساختمان های نوساز و مدرن به سرعت در حال قد کشیدن هستند و امیدواریم بر نحوه ساخت وساز ها مدیرت و نظارت وجود داشته باشد.

صبح روز یکشنبه 15/6/88 ساعت چهار صبح

کلاردشت را به سمت دره سه هزار ترک کردیم. ابتدا از جاده عباس آباد به سمت شهرستان تنکابن و از آنجا به سمت خرم آباد و سپس به ورودی دره سه هزار رسیدیم. عقربه های ساعت 5:45 صبح را نشان می دهند که جاده آسفالتی تبدیل به خاکی می شود. در امتداد رودخانه خروشان دره سه هزار با ماشین جاده خاکی را بالا می کشیم و تقریبا پنجاه دقیقه بعد به روستای شهرستان می رسیم. ماشین را به صاحب قهوه خانه سپرده و آماده صعود می شویم. ساعت 7:40 روستای شهرستان را پشت سر گذاشته و دقایقی بعد وارد روستای درجان می شویم.

به لطف خدا هوای آفتابی و مناسبی در پیش است و زلالی هوای اینجا روح تازه ای در جان آدمی می دمد! بعد از روستای درجان به روستای میان رود می رسیم. بی وقفه در امتداد رودخانه به سمت بالا حرکت می کنیم. در نهایت ساعت 9:50 به آبگرم سه هزار می رسیم.

بطور کلی مسیر حرکت از روستای شهرستان تا آبگرم شیب بسیار ملایمی دارد و پیاده روی دل انگیزی در امتداد رودخانه ی زیبای سه هزار محسوب می شود. بعد از استفاده از آبگرم و استراحت به منظور رسیدن به چشمه آب معدنی شلف ساعت 12:50 به سمت میان رود حرکت کردیم.

برای رسیدن به چشمه آب معدنی (از میان رود) حدود نیم ساعتی زمان لازم است. میان رود در واقع بالای تپه ای واقع شده است که دو دره ی یخچال غربی (اسپلت) و دره ای که آبگرم در آن واقع شده است (پشت رشته کوه هفت خان) به هم می رسند.

ساعت 15:05 دقیقه از چشمه آب معدنی شلف به سمت روستای شهرستان راه افتادیم. و در نهایت ساعت 16 به قهوه خانه روستای شهرستان رسیدیم. اینجا پایان یک روز زیبا در غرب منطقه تخت سلیمان برای ما محسوب می شد. سوار ماشین شده و از همان جاده ای که صبح از آن بالا آمده بودیم به سمت کلاردشت حرکت کردیم.

دوستانی که در این برنامه حضور داشتند:

1)حمید همتی 2) پویان فرضی 3) مهرزاد فرضی(سرپرست) 4) حسین ربیعی پور 5) مصطفی فرضی

+ نوشته شده توسط مهرزاد فرضی در دوشنبه شانزدهم شهریور 1388 و ساعت 18:57 |

تاریخچه صعود به قلل منطقه تخت سلیمان و علم کوه                            به قلم: عامر ازوجی

قسمت ششم

همانطور که گفته شد قله علم کوه در مجموعه قلل تخت سلیمان دارای بیشترین ارتفاع بوده و به خاطر دیواره بلند خود که به روایتی از هشت دیواره سخت گذر جهان می باشد همواره مورد صعود کوهنوردان بزرگ ایرانی و خارجی از کشور های مختلف قرار گرفته است. در این بخش هدف را بررسی تاریخچه صعود قله علم کوه در وهله اول وقلل دیگر منطقه و افرادی که فعالیتهایی در منطقه داشته و اولین صعودها وگشایش ها بر روی دیواره را انجام داده اند، قرار داده ایم تا بتوانیم اطلاعاتی را از تاریخچه در اختیار قرار دهیم.

26-4: سال 1354:

در تاریخ 7/5/54 یک اکیپ سی و دو نفره از گروه کوهنوردی دانشگاه تهران به قصد صعود به قلل منطقه علم کوه و هم چنین دیواره از مسیر فرانسویها وارد منطقه شدند که در این مجموع 12 نفر به دیواره صعود و هر روز سه اکیپ سه نفره به گرده آلمانها  صعود می کردند و هم چنین قله های علم کوه، تخت سلیمان، هفت خوانها، خرسان شمالی و جنوبی، سیاه سنگ، چالون، سیاه کمان، دندان اژدها، رستم نیشت، سیاه گوک و شانه کوه توسط افراد گروه صعود شد.[6]

27-4: سال 1356:

یک گروه از کوهنوردان لهستانی به احتمال زیاد در اوایل فروردین ماه به منظور یک صعود زمستانی قصد داشت قدرت خود را بر روی دیواره علم کوه به آزمایش بگذارد که با شکست مواجه شد. گروه بی درنگ متوجه یال گرده المانها شد وتوانست دو نفر از اعضای خود را از این مسیر راهی قله کند. این دو نفر توانستند با یک شب ماندن در اواسط راه، خود را به قله برسانند، این گروه مدت یک ماه در منطقه مشغول بررسی و فعالیت بود.[4]

در تاریخ بیست وسوم مرداد باز هم مسیر جدیدی توسط گروهی از کوهنوردان تبریز بر روی دیواره علم کوه باز شد.

یک گروه از کوهنوردان تبریز به نام اورال توانست از دو مسیر سال 1352 لهستانی ها و مسیر فرانسوی ها، راه دیگری بر روی قله علم کوه باز کند. از این گروه سه نفر به نام حسین حراستی، حسین وجدانی و محمد شهید دخت بعد از عبور از کلاهک بزرگ مسیر لهستانی ها، راه خود را به سمت چپ باز کرده و از مسیر فرانسوی ها به قله رسیدند که این مسیر در آخرین مرحله سه روز طول کشید.[6]

 28-4:  سال 1358:

از روز پنج شنبه یازدهم بهمن ماه کوهنوردان خانه کوهنوردان تهران به اتفاق دو کرهنورد و راهنمای منطقه علم کوه، علی محمد فرضی و رسول نقوی به سوی منطقه علم کوه حرکت می کنند. این گروه که قصد صعود گرده آلمانها را داشتند از روز چهاردهم بهمن به سرچال می رسند و در روز شانزدهم بهمن موفق به باز کردن مسیر گرده و زدن یک چادر در سر گردنه می شوند.

در روز هفدهم بهمن دو کوهنورد، محمد شهیدی و جلال رابوکی در یک حمله تا بالای سه رکابی می روند که به علت طوفان شدید باز می گرددند و در روز هجدهم بهمن محمد شهیدی و عبدالله عزیزی و مهدی شیرازی در یک حمله به علت سرما زدگی بر می گردند و در روز نوزدهم بهمن ماه دچار طوفان شدید شده و در روز بیستم بهمن ماه از سرچال به رودبارک بر میگردند.[6]

29-4: سال 1359:

در روز نهم مرداد ماه محمد باقر عیوضی و حسن میرابی، یخچال شمال غربی علم کوه را در نوردیدند که سومین صعود ایرانی و دومین دسته مستقل ایرانی و باز هم یک نخستین دیگر برای کرمانشاه و شهرستانها بود.

روز دهم کوهنوردان همدان، سعید اردبیلی و فریدون اسماعیل زاده از شکاف سمت چپ دیواره شمالی علم کوه صعود کردند که سومین صعود ایرانی ها و دومین برای شهرستانها بود.

در روز دوازدهم مرداد چند کوهنورد از همدان و کرمانشاه، اردبیلی، حشمت حیدریان، باقرعیوضی و احمد متینی، گرده شمالی علم کوه را صعود کردند که برای کرمانشاهی ها نخستین صعود بود و اردبیلی و عیوضی ازهمان راه بالا رفتن فرود آمدند.

در مرداد ماه یک تیم جوان از گروه ارش عبارت از عباس محمدی سرپرست، مهرنوش جلالی، داریوش بابازاده، مسعود شیر گیر، موثق و صفالویی با اجرای برنامه یی مستقل در منطقه علم کوه، توانستند گرده المانیها، یخچال تخت سلیمان و قله اصلی منطقه را صعود کنند.[4]

30-4: سال 1360:

در مردا ماه این سال گروه کوهنوردان آرش، همره تیم هایی از گروه های کوهنوردی تهران و شهرستانهای تبریز، اصفهان، مشهد، قزوین، کرمانشاه، همدان و ... حدود بیست نفر از اعضای رسمی و آزمایشی خود را به سرپرستی کیومرث بابازاده به منطقه علم کوه فرستاد.

در علم چال همایشی غیر رسمی، اما صمیمانه به منظور اتقال تجربه، تبادل نظر و صعود برگزار شد و تیم هایی از کوهنوردان مختلف کشور که تعدادشان به 60-50 نفر می رسید، قله ها و دیواره هی شمالی را صعود کردند و در یک روز بیش از بیست نفر با هدایت ابراهیم بابایی یخچال شمال غربی را پشت سر گذاشتند.

یک تیم از گروه آرش، محمد موثق، مجتبی صفالویی مسیر سال 52 لهستانی ها را تا طاقچه مصنوعی دوم و تیمی دیگراحمد شهباز، عباس محمدی، داریوش بابازاده مسیر هاری روست، امیر علایی را تا بالای کلاهک دوم صعود کردند و 12-10 نفر از اعضای تازه وارد گروه آرش نیز از طریق حصار چال قله های خط الراس لشکرک را صعود کردند.[4]

از مهمترین رویدادهای این سال این بود که محمد شهید دخت توانست در مدت سه روز از مسیر اورال تبریز(1356) اولین صعود یک نفره بر روی دیواره علم کوه را انجام دهد و از این مسیر خود را به قله برساند.[2]

31-4: سال 1361:

روز یازدهم مرداد اعضای تیم علم کوه گروه آرش شامل، ابراهیم بابایی سرپرست، عباس محمدی مسئول مالی، داریوش بابازاده مسئول وسایل فنی،امیر فروزان، وحید عسگری، حمید محمدیون، مجتبی صفالویی، حسین نفری، رضا میرمحمد علی طاری، محمد خدادادی، مترجم زاده، محمد تقی صحرا دوست، ناصر خوشه چین، منوچهر شعاعی مسئول غذاییف بهرام نگهی، پرویز جورابچی، جهانشاه حسن زاده، احمد شهباز و سعید ابراهیمی وارد رودبارک شدند. نخستین صعود بر روی دیواره در روز 15 مرداد شروع شد و مسیر انتخابی شکاف بین مسیرهای روست، علایی و سال 52 لهستانی ها پس از 8 روز کار رفت وبرگشتی و ثابت گذاری در ساعت 8 بعد از ظهر 22 مرداد به ابروی دوم در ابتدای تراورسه فرانسوی ها رسیدند، به این ترتیب مسیر آرش به عنوان نخستین مسیر ایرانی روی دیواره شمالی علم کوه و در قسمت اصلی یا میانی آن گشوده شد، در این سال بیشتر کار سر طنابی روی مسیر جدید را بابایی، فروزان، محمدی، بابازاده و صفالویی انجام دادند.[7]

از دیگر رویدادهای مهم این سال، گروهی مشترک از  خانه کوهنوردان تهران، بیستون تهران و اورال تبریز، برای فعالیت بر روی دیواره علم کوه وارد منطقه شدند، آنها توانستند مسیر جدیدی بین گرده آلمانها و مسیر 1348 لهستانی ها تا ارتفاع 305 متر دیوراه باز نمایند. از گروه در اخرین مرحله علی عزیزی، حسین عزیزی و امیر اقدامی تا آخرین کارگاه صعود نمودند، ادامه مسیر به علت کمک رسانی به سال بعد موکول شد. بقیه اعضای گروه عبارت بودند از عبدالله عزیزی، سعید کاظمی، محمود امینی، رضا کرمانی، صادق بابایی، حسین حراستی، مرتضی شاه محمدی، احمد پرتوی و سید باقر حسینی.[2]

 32-4: سال 1362:

در روز شانزدهم تیر ماه، برنامه ادامه مسیر آرش با حمل 900 کیلو بار به رود بارک آغاز شد و روز 21 تیر ماه، بارها با قاطر به سرچال و سپس به علم چال برده شد، اعضای تیم عبارت بود از بابایی سرپرست، محمدی مسئول، عسگری، محمدیون و فروزان حمل بار، محمد موثق، صفالویی، میر محمد علی طاری، کیومرث بابازاده مسئول وسایل فنی، مترجم زاده، وفا یونسی، محم. تقی صحرا دوست، اکبر خاقانی مسئول غذایی و غلامرضا رشتچی. تیم در دو دسته جداگانه کار می کرد، صعود کنندگان قسمت اول جمعا ده روز روی مسیر کار کردند و سر انجام محمد موثق و مجتبی صفالویی در روز 27 تیر ماه پس از یک شب مانی بالای کلاهک دوم، با میخ کوبی قیف به تراورسه فرانسوی رسیدند. صعود کنندگان قسمت دوم پس از شش، شب مانی متوالی روی ابروی دوم طول 45 متری طالقان – شهسوار را که روی قسمت بسیلر صاف و اتو مانند دیواره بود، پشت سر گذاشتند و حدود 25 متر پس از آن صعود کردند.در روز 29 تیر یعنی هفتمین روز اقامت روی دیواره، هنگامی که عباس محمدی و حمید محمدیون برای جمع کردن طنابهای ثابت تلاش می کردند و محمدی از محمدیون حمایت می کرد به علت در رفتن ناگهانی یکی از گوه های فلزی محمدیون 15 متر سقوط کرد که با زخمی شدن دستان آنها و سوختن طناب، پس از چند دقیقه تلاش اعصاب خرد کن و بریدن طناب حمایت با چاقو و موضوع به خیر گذشت.[6,7]

از دیگر رویدادهای مهم، کوهنوردان خانه کوهنوردان و بیستون تهران توانستند دیواره علم کوه را از مسیری جدید برای اولین بار تا قله باز گشایی نمایند، این مسیر را می توان از طریق گرده المانها و هم از زیر دیواره یخچال علم چال صعود نمود. گروه مشترک توانست با کار منظم و گروهی مسیر نا تمام سال 61 را به نحو احسن به پایان برساند، از گروه دو نفری به نامهای حسین عزیزی و مرتضی شاه محمدی در آخرین مرحله توانستند بعد از تراورس، از روی گرده آلمانها در جهت سمت چپ دیواره به اخرین کارگاه سال 61 برسند و مسیر باقی مانده را که 275 متر بود صعود کرده و در مدت یک روز به قله علم کوه برسند. بقیه افراد گروه عبارت بودند از باقر حسینی، عبدالله عزیزی، محسن شیرازی، احمد صداقتی، علی عزیزی و رضا کرمانی.[2]

 منابع

[2]كتاب علم كوه، تالیف عبدالحسين عزيزي، انتشار کوه اسکی، پاییز سال 1364

[4] كتاب روز شمار تاريخ كوهنوردي و غار نوردي ايران، تالیف داود محمدی فر، انتشارات سبزان، فروردین سال 1384

[6]دفتر خاطرات علي محمد فرضي راهنماي منطقه علم كوه، خاطرات سالهاي 1351 تا 1361

[7]تاريخچه و فعاليتهاي گروه كوهنوردان آرش، سالهاي 1348 تا 1380

[8]كتاب صود زمستاني، نشريه روابط عمومي فدراسيون كوهنوري جمهوري اسلامي ايران، پاييز 1364

  ادامه دارد... 

+ نوشته شده توسط مهرزاد فرضی در جمعه سیزدهم شهریور 1388 و ساعت 20:7 |

به نام خدا

صعود به قله های سیاه گوک شمالی و جنوبی، تخت رستم، رستم نیشت، میشه ور، سیاه غار و نقار و نفار

روز یکشنبه 8/6/88 به سمت پناهگاه سرچال حرکت کردیم. شب بیاد ماندنی را در پناهگاه سرچال سپری نمودیم. آسمان شب پر از ستاره بود و انتظار می رفت که فردا روز آفتابی و مناسبی برای صعود باشد. اما نیمه های شب آسمان پرستاره جای خود را به ابرهای تیره داده و برف و باران شروع به باریدن گرفت. قرار گذاشته بودیم ساعت 5 صبح از خواب پاشده و آماده حرکت شویم اما باران شدیدی در آن ساعت می بارید و ما تقریبا از ادامه برنامه نا امید شده بودیم. حدود ساعت 7:15 آسمان کمی آرام شده بود و قله ها سپید پوش شده بودند. با توجه به وضعیت هوا تصمیم به اجرای برنامه گرفتیم. برنامه ی ما صعود به سیاه گوک شمالی و ادامه خط الراس و رسیدن به کرماکوه بود که با توجه به از دست دادن زمان تصمیم گرفتیم از گردنه کلجاران پایین بیاییم.

به هر صورت در یک هوای نیمه ابری در حالی که ابرهای تیره علم کوه را پوشانده بود ساعت 8:15 پناهگاه سرچال را به قصد قله سیاه گوک شمالی ترک کردیم. باد ملایمی می وزد ، سردی هوا و سپیدی قله ها خبر از رسیدن خزان را می دهند و یاد آور می شوند که فصل صعود رو به اتمام است!

به لطف خدا ساعت 9:40 به قله سیاه گوک شمالی رسیدیم. اینجا همان جایی است که ۱۲ سال پیش به اتفاق دوست عزیزم مرتضی ربیع پور قصد صعودش را داشتیم اما به علت کم سن و سال بودن نتوانستیم تا اینجا بالا بیائیم!

بدون اتلاف وقت بعد از گرفتن چند عکس یادگاری به سمت قله سیاه گوک جنوبی حرکت کردیم. کمتر از 50 دقیقه بعد بر فراز قله جنوبی بودیم. برای صرفه جویی در زمان به گرفتن چند عکس قناعت کرده و به راه خود ادامه دادیم.

بعد از پشت سر گذاشتن قله تخت رستم ساعت 11 به قله رستم نیشت رسیدیم.

قله تخت سلیمان و رشته کوه هفت خوان در ابرهای تیره محصور شده بودند و ابهت یخچال غربی به خوبی نمایان بود. با ادامه مسیر 50 دقیقه بعد به قله میشه ور رسیدیم. پس از پشت سر گذاشتن یک سرازیری ملایم در حالی که عقربه های ساعت 12:25 را نشان می داد به گردنه کلجاران رسیدیم. استراحت کوتاهی در اینجا کردیم و ساعت 12:50 دوباره به راهمان ادامه دادیم. نیم ساعت بعد به قله سیاه غار رسیدیم.

ابرها مدام از دره سه هزار بالا می آمدند و قله کالاهو می پوشاندند. سیاه غار را هم پشت سر گذاشته ساعت 13:40 بر فراز قله سنگی و قلعه مانند نقار و نفار ایستادیم.

کالاهو در ابرهای سپید فرو رفته و ما تقریبا زمان را از دست داده ایم. در آرزوی صعود قله های کالاهو و قبی تصمیم به بازگشت می گیریم. به سمت دره کلجاران شروع به پایین آمدن می کنیم.

بعد از ساعت ها پیاده روی و پشت سر گذاشتن پتنیک چشمه ساعت 17:30 به گوسفند سرای صاف کش می رسیم. تقریبا به انتهای برنامه نزدیک می شدیم. استراحت کوتاهی در اینجا کرده و به سمت بریر راه افتادیم.

در نهایت بیست دقیقه بعد به انتهای مسیر رسیدیم. گوسفند سرای بریر نیز سوت و کور به نظر می رسد و این حکایت از طلوع خزان دارد. طی تماس تلفنی با یک دستگاه وانت خود را به قرارگاه کوه نوردی رودبارک رساندیم.

دوستانی که در این برنامه ی بیاد ماندنی حضور داشتند :

1- رسول نقوی 2- علی فرضی(سرپرست) 3- یونس یونسی 4- جمشید بیگلریان 5- مهرزاد فرضی 6- پویا فرضی 7- خانم خاور زندی 8- خانم گلچهره همتی    

 

+ نوشته شده توسط مهرزاد فرضی در چهارشنبه یازدهم شهریور 1388 و ساعت 13:31 |

میهمانی

وقتی که سربالایی تنگ گلو را پشت سر می گذاری کم کمَک کوه ها از هم می شکافند و به دشت زیبا و پرگلی می رسی که انگار آخر دنیاست !

زرد ، سبز ، قرمز و هزار رنگ !

خدایا اینجا کجاست ؟!

در کجای جهان ایستاده ام !

اینجا میهمانی با شکوهی برپاست !

چمن گیسوان سبزش را به نسیم سپرده و به شکرانه طلوع سرخ خورشید کلاه سپید خویش را از سر می کشد !

گلها را می بینی ؟

گل زرد چه با وقار دل به آواز نسیم سپرده!

گل سرخ موهایش را با شانه ی طلایی خورشید می آراید و مثل همیشه زیبائیش را به فخر می فروشد !

نسیم آنقدر زیبا ترانه ی هستی را زمزمه می کند که حتی جویبار نیز به تلاطم افتاده و مواج و پرخروش تر از همیشه می رقصد و شادی می کند !

گنجشک ها با نسیم همخوانی می کنند . چه موسیقی ِ زیبایی !

اینجا عطر خوش گل ها در زلالی آب روان می پیچد و عصاره ی آن شهد شیرین ، زنده بودن را به کام آدمی هدیه می دهد !

آری...

اینجا حصارچال است

اینجا آخر دنیاست !

+ نوشته شده توسط مهرزاد فرضی در چهارشنبه چهارم شهریور 1388 و ساعت 22:1 |

کوه نوردان گروه کوه نوردی منار کلاردشت به سرپرستی خانم خاور زندی در تاریخ 24/5/88 موفق به صعود قله های شاه شهیدان و کلونچین (کلونچی) از رشته کوه زرد کوه شدند.

 

+ نوشته شده توسط مهرزاد فرضی در شنبه سی و یکم مرداد 1388 و ساعت 22:13 |

به نام خالق زیبایی ها                                                                   تهیه و تنظیم: عامر ازوجی

گزارش صعود دیواره علم کوه از مسیر هاری روست امیر علایی

قله علم کوه در مجموعه قلل تخت سلیمان دارای ارتفاع 4850 بوده و دومین قله مرتفع ایران می باشد. دیواره معروف شمالی علم کوه دارای ارتفاع 700 تا 750 متر است که این دیواره در سال 1343 برای اولین بار توسط هاری روست و فضل الله امیر علایی صعود شد و بعد از آن کوه نوردان ایرانی و خارجی دیگر مسیرهای دیگری بر روی آن گشودند که هنوز مورد توجه خیلی از کوه نوردان می باشد.

روز چهاردهم مرداد ماه، کوه نورد معروف آلمانی به اتفاق فضل الله امیر علایی، علی اصغر امین نیا، محمود شبستری و محسن مفیدی، جهت صعود از دیواره علم کوه عازم منطقه شدند، در نهایت فضل الله امیر علایی و روست برای اولین بار دیواره معروف را صعود نمودند. این راه، به مسیر روست، علایی معروف شد.

در این برنامه علی محمد فرضی از راهنمایان معروف و قدیمی منطقه علم کوه حضور داشته و همراه این تیم تا پای دیواره علم کوه آنها را همراهی کرده است.

مسیر روست شکاف سرتاسری در سمت شاخکها می باشد که  تا بالای دیواره ادامه دارد.

در سال 1347 ادامه این مسیر از اول ریزشیها در بالای دیواره تا قله را مرحوم فریدون نجاح بازگشایی کرد که تا قله به مسیر نجاح معروف است.

پنج شنبه 15/5/88

صبح ساعت 6.30 دقیقه تیم سه نفره ما با یک دستگاه خودرو سواری به سمت بریر حرکت کرده و ساعت 7.30 دقیقه یک بار قاطر را تحویل آقای ربیع پور داده و ساعت 8 به سمت سرچال حرکت کرده و ساعت 11.50 دقیقه به سرچال رسیده و پس از استراحت و خوردن غذا و منتظر ماندن برای رسیدن قاطر ساعت 13.30 به سمت علم چال حرکت کرده و ساعت 15.30 به پناهگاه خرابه رسیدیم و پس از رسیدن قاطر با تاخیر یک ساعت و تحویل بار اقدام به زدن چادر و شب مانی کردیم.

 جمعه 16/5/88

صبح ساعت 10 همراه با تیم دانشکده فنی که قصد ثابت گذاری مسیر 48 لهستان را داشتند؛ به پای مسیر رفتیم تا مقداری از وسایل فنی را در پای دیواره برای صعود روز بعد بارگذاری کرده و طنابهای ثابت مسیر را هم بررسی کنیم.

پس از رسیدن به ابتدای گل سنگها و عبور از گل سنگها به یک شیب برفی حدوداً 100 متری در پای دیواره می رسیم که طنابهای ثابت آنها در زیر برف بود و فقط یک طناب تا پای مسیر 52 لهستان کشیده شده بود. تیم دانشکده فنی برای ثابت گذاری مسیر 48 لهستان رفتند و ما هم بار را در آنجا بارگذاری کرده و تصمیم گرفتیم که فردا از پای مسیر 52 لهستان تا زیر مسیر هاری روست را تراورس کنیم.

ساعت 14.30 دقیقه بود که به سکوی قدیمی که بچه های گروه آرش در آنجا بودند، رفتیم و پس از مقداری صحبت به سمت چادر حرکت کردیم و همزمان با رسیدن ما، نفر چهارم تیم ما، مهدی فرید افشار همراه با تیم کرج که برای باز گشایی مسیر آمده بودند به علم چال رسیدند.

آقای احسان پرتوی نیا (از تیم کرج) راهنمایی و کمکهای بسیار زیادی راجع به مسیر فرانسویها (که هدف صعود ما بود) و ابزارهای مورد نیاز این مسیر کردند و همراه با شهرام عباس نژاد از باشگاه کوه نوردی و اسکی دماوند برای پشتیبانی فنی اعلام آمادگی کردند که بسی جای تشکر و قدردانی دارد.

شنبه 17/5/88

دیگر انتظار به پایان رسیده و روز صعود فرا رسید. ساعت 3 صبح از خواب بیدار شده و پس از خوردن صبحانه ساعت 4.30 دقیقه جلوتر از تیم دانشکده فنی که دو نفر از آنها قصد صعود از مسیر هاری روست را داشتند، به سوی دیواره حرکت کردیم. همانطور که گفتم قصد داشتیم از مسیر فرانسویها صعود کنیم و روز قبل هم با تیم دانشکده فنی که در نیمی از مسیر با ما مشترک بودند هماهنگ کردیم که با تاخیر زمانی حرکت کنیم تا به مشکلی بر نخوریم.

ساعت 6 به بالای گل سنگها رسیده و به علت مدفون بودن طناب ثابت پای مسیر هاری روست، تصمیم گرفتیم که از طناب ثابت مسیر 52 لهستان استفاده کرده و از زیر مسیر 52 تا پای مسیر هاری روست را تراوس کنیم که به علت طولانی شدن مسیر ساعت 7 پای مسیر آماده حرکت بودیم و تیم دانشکده هم 45 متر طناب ثابت کار گذاشته بودند و مقداری طناب کم داشتند که از پای مسیر اراکیها برای آنها طناب خودمان را ریختیم تا به پای مسیر برسند.

دو طول اول مسیر را سر طناب صعود کرده و طول بعدی را هم طنابم صعود کرد تا به کارگاه پایین کلاهک بزرگ رسیدیم. در اینجا با بد شانسی و به علت سرما شارژ دوربینمان تمام شد و عکسهای یادگاری مان در همین جا پایان یافت.

تیم دانشکده فنی هم که پشت سر ما شروع به حرکت کرده بود در زیر کلاهک بزرگ به ما رسیدند و در آنجا از ما جلو افتادند و به علت اتلاف وقت زیاد در زیر کلاهک بزرگ و دو طول بعد آن ( کلاهک کوچک و کارگاه یخ ) به علت وجود دو کرده در یک مسیر ساعت حدودا 13 ظهر به دو راهی مسیر فرانسویها رسیدیم که به دلیل از دست دادن زمان و صرفنظر از شب مانی بر روی دیواره از ادامه مسیر فرانسویها منصرف شده و تصمیم به ادامه مسیر هاری روست گرفتیم تا بتوانیم قبل از تاریک شدن هوا از دیواره خارج شویم.

پس از سه طول صعود بعد از دو راهی در طول آخر مسیر به یک دیواره عمودی در انتهای مسیر رسیدیم که آخرین طول مسیر هاری روست بوده و پس از صعود آن در ساعت 19 آخرین نفر از مسیر خارج شده و به ابتدای ریزشیها رسیدیم.

در ریزشی ها که بسیار خطرناک بوده، با صعود چهار طول و یک طول کوتاه حدودا 10 متری به انتهای مسیر در ساعت 21 رسیدیم و شب به جانپناه خرسان رفته و شب را در آنجا سپری کردیم.

یکشنبه 18/5/88

پس از یک شب تقریبا سرد در جانپناه، پس از اینکه خورشید چهره اش را نمایان کرد از خواب بیدار شده و پس از تقسیم وسایل فنی و صرف مقداری غذا به سمت قله حرکت کردیم و پس از گرفتن عکس با دوربین بچه های دانشکده راهی جانپناه سیاه سنگ شده و پس از کمی استراحت به سمت پایین حرکت کردیم که در روی یال چالون تیم پشتیبانی دو نفره ما ( مهدی فرید افشار و محمد ابراهیم ازوجی )

به استقبال ما آمده و در حمل وسایل به ما کمک کردند.

در ساعت 13.30 به محل چادرها در علم چال رسیده و شبی را همراه با آرامش و لذت بعد از صعود به صبح رساندیم.

دوشنبه 19/5/88

در این روز قصد صعود از مسیر گرده آلمانها را داشتیم که به علت خوب نبودن حال یکی از افراد تیم تصمیم به بازگشت به سوی کلاردشت گرفتیم.

در ساعت 10.30 دقیقه از علم چال حرکت کرده و ساعت 15.30 دقیقه به بریر رسیدیم و به سوی قرارگاه رودبارک به راه افتادیم و این برنامه را هم با تمام شور و هیجان و لذتش به پایان رساندیم.

البته به علت نا تمام ماندن برنامه گرده تصمیم بر اجرای این برنامه در هفته های آینده گرفتیم.

افراد تیم:

1-    عامر ازوجی- گروه کوهنوردی کالاهو کلاردشت – مسیر هاری روست- علایی

2-     حسن مطیع شرعی- گروه کوهنوردی تهران- مسیر هاری روست- علایی

3-    مهدی فرید افشار- گروه کوهنوردی تهران- پشتیبانی

4-    محمد ابراهیم ازوجی- گروه کوهنوردی کالاهو کلاردشت- پشتیبانی

وسایل و ابزار به کار رفته در این برنامه:

۱-   دو حلقه طناب 50 متر

۲-    کارابین پیچ هر نفر 4 عدد

۳-   اسلینگ کارابین 15 عدد

۴-  فرند در سایزهای مختلف 5 عدد

۵-    کیل در سایزهای مختلف 5 عدد

۶-   آچار کیل 1 عدد

۷-   تسمه (60 و 120 سانتی ) 6 عدد

۸-   خود حمایت مناسب 2 عدد

۹-   یومار 2 عدد

۱۰-  طناب انفرادی 6متر

۱۱- هارنس 2 عدد

۱۲- کلاه کاسک 2 عدد

۱۳- دستکش

۱۴- بلوز و شلوار پلار

۱۵- بادگیر مناسب

۱۶- کابشن پر و جوراب پر

۱۷- کوله پشتی 2 عدد  

۱۸- چراغ پیشانی

+ نوشته شده توسط مهرزاد فرضی در چهارشنبه بیست و یکم مرداد 1388 و ساعت 23:6 |