صعود به قله چاکوه

به قلم: خانم علیجانی

«هو الحق»

بهار آیینه و تصویر زیبای زندگی برای شکفتن است.

سلام. امروز ۸۹.۳.۲۱ ساعت ۶:۳۰ در قرارگاه کوه‏نوردی حاضر شدیم. تعدادمون به هفت نفر رسیده و همگی آماده‏ی حرکت هستیم‏. برنامه‏ی این هفته قله چاکوه به ارتفاع۳۱۰۰متر( از سطح دریای آزاد) می‏باشد که قرار بر این شده از دره چاکنو به سمت قله حرکت کنیم.

ساعت ۶:۴۰ وارد دره می‏شیم. طبیعت سبز دوباره گل‏های خیال من رو شکفته. اعضای هفت نفره پشت سر هم به سمت بالا در حرکت هستیم. همچنان که بالا می‏ریم شیب بیشتر می‏شه. بعد از طی یک ساعت به گیاهان گل‏پر نزدیک می‏شیم. «گل‏پر» گیاهی است دارویی که دارای چربی‏های گیاهی معطر می‏باشد که برای دفع ورم روده و معده، دفع سر درد، رفع بی‏خوابی و کسالت‏های عصبی مفید می‏باشد و فشار خون را معتدل می‏سازد. این گیاه ضدعفونی کننده و هضم کننده غذا بوده و به عنوان ماده‏ی معطر در غذا بکار می‏رود. اکثر ساکنین کلاردشت از این گیاه برای درست کردن ترشی استفاده می‏نمایند.

به علت رشد زیاد این گیاه و انبوه بودن آن حرکت در مسیر دره برایمان دشوار شده و به‏ ناچار مسیر را به سمت چپ دره تغییر می‏دیم و وارد جنگل می‏شیم. هرچقدر که بالاتر میریم زیبایی‏های خلقت دو چندان میشن. بر آن شدیم که صبحانه بخوریم. و اینک ساعت ۹:۳۰دقیقه شده. چشمه‏ای ساری در دل کوه نظر ما را به خودش جلب کرده. جلوتر میریم و بعد از نوشیدن جرعه‏ای از این آب زلال بساط صبحانه رو پهن و در همسایگی چشمه یک ساعتی رو با ترنم بلبل  سپری می‏کنیم. کم کم به حرکت در میایم. مسیر جنگلی رو بعد از گذراندن دو ساعت به پایان می‏رسونیم و بعد با گل‏های وحشی زرد و سفید رنگ «بابونه» روبه‏رو می‏شیم. به پیشنهاد اعضای گروه چند تا عکس دست جمعی در میان گلبن‏های زیبای ملکوتی می‏گیریم. در طول راه به قدری طبیعت زیباست دلم می‏خواد بشینم و به تماشای اون بپردازم. دل من چون دل گل‏های بهاری به تپش در اومده. از این بالا وقتی دره رو نگاه می‏کنیم اصلا باورمون نمیشه که این شیب تند رو طی کردیم. از اینجا که الان پایین رو نگاه می‏کنم انگار یه مسیر صافی رو گذروندیم. در واقع این ارتفاع هست که این زاویه‏ی دیدِ هموار بودن دره رو برای ما ایجاد میکنه. کمی جلوتر میریم ناگهان تمام دره از ابرهای بهاری پر می‏شه. اما ما همچنان در تابش تنهایی خورشید به سر می‏بریم. بادِ وزان، گل‏های وحشی رو بر موج‏های یاد خدا می‏رقصونه و من این بالا بر بال باد سوار شدم و به قول شاملو با چنگ تمامی ناپذیر خدای بی تا سرودها می‏توانم کرد.

یک مسیر مالروئی رو می‏گذرونیم و به چشمه‏ی دیگری معروف به چشمه چاکوه نزدیک می‏شیم. کوله‏هارو زمین گذاشته و کمی آب از این چشمه گوارا می‏نوشیم. ساعت به ۰۲:۰۰ بعد از ظهر نزدیک شده و ما کمی آن طرف‏تر از چشمه به زیر سایه‏ی درختان و نگاه آبی آسمان به خوردن ناهار مشغول می‏شیم. اگرچه تعدادمون کمه ولی احساس می‏کنم دست‏های گرم خورشید صمییت مارو بیشتر و بیشتر می‏کنه. طبق معمول چای دودی صرف می‏کنیم و بعد از یک ساعت استراحت یا علی میگیم و سفر نیمه تمومِ‏مون رو ادامه میدیم. امروز چه روز قشنگیه! این بالا فوق العاده زیباست! چقدر دل بستن به آبی آسمون لذت بخشه! باد بهاری گسیوی آشفته‏ی زمین رو به حرکت درمیاره و با هر حرکتش چشم دل من رو بیدارتر میکنه. این بالا بوی رهایی رو با تمام وجودم حس میکنم. بچه‏ها قصد دارن کمی آویشن بچینن و ما رو هم تشویق به این کار می‏کنن. «آویشن کوهی» در نواحی کوهستانی می‏روید و با بوی معطری که دارد خودش رو به رهگذر معرفی می‏کند. این گیاه برای استخوان درد، انواع شکم درد، سردرد و میگرن توصیه می‏شود. آویشن چون حاوی ماده‏ی تیمول هست ماده‏ی ضد میکروب و قارچ کش بوده و از آن شامپوی گیاهی تهیه می‏کنند که برای آلودگی بدن و حساسیت و خارش مفید است.

همه مشغول چیدن هستیم. لباسِ تشنه‏ی زمین با شوق، در گرمای وجود خورشید و تلاطم دل‏های شوریده‏ی ما در التهاب هست. بعد از چیدن آویشن، که من می‏شنوم بعضی از اعضا اون رو به زبان محلی«آیشِم» تلفظ می‏کنن از دره‏ی معروف به « خوشاکش» پایین می‏یایم. خوشاکش مملوء از آویشن کوهی هست. نسیم خنک از پایین صورتک‏های آفتاب سوختمونُ نوازش می‏کنه و سرود طراوت و زیبایی رو به همه‏ی گروه هدیه می‏ده. براستی که در هر گوشه‏ی گیسوی آشفته‏ی زمین شاخه‏ی معرفت خدای بی‏تا دیده می‏شه. مسیر دره کمی سخته. مملوء از تیغ و خار و علف‏های هرز و بوته‏های گون و درختچه‏های کوچیکه. به هر حال به سختی به پایین دره نزدیک شده و با عبور از رودخانه راس ساعت ۱۷:۴۵به اکِد می‏رسیم ماشین منتظر ماست همگی سوار بر آن می‏شیم و ۱۸:۲۰به قرارگاه کوه‏نوردی می‏رسیم و با گفتن خسته نباشید به یکدیگر سوار ماشین‏های خودمون می‏شیم و امروز هم دعای خورشید خانوم بدرقه راهمون شد و دوباره سفری خوش را در کنار دوستان خوب به پایان رسوندیم.

تا آدینه‏ای دیگر بدرود

اعضای گروه:

خانم‏ها: اختر علیجانی-آفاق علیجانی

آقایان: علی غفاری(سرپرست)-محمد غفاری-کیوان بیگلریان-جمشید بیگلریان-حسین ربیعی‏پور   

چاکوه

کلاردشت

چاکوه

کلاردشت

چاکوه

کلاردشت

چاکوه

عکس از : حسین ربیعی‏پور