جان باختگان منطقه تخت سلیمان و علم کوه

قسمت سوم

تهیه‏وتنظیم: مهرزاد فرضی

تقدیم به همه ی عاشقانی که غمگنانه در سکوت علم کوه آرمیدند و تقدیم به صفر نقوی، علی محمد فرضی، رسول نقوی و علی فرضی که از سالیان دور یار و همراه کوه نوردانی بودند که به این دیار سفر کرده اند؛ از شادی شان شاد شدند و در غم هایشان گریستند!

*3-5:  سال 1350

در تاریخ2/5/50 شکاربان منطقه علم کوه به نام آقاجان نقوی (برادر مش صفر) در منطقه پیت سرا (زیر سنگ بزرگی که گله داران در آن استراحت می کنند) شبی را سپری می کند که متاسفانه در بستر خواب بر اثر سکته‏ی قلبی جان خود را از دست می دهد.

*3-6:  سال 1355

گروهی از مسولین ارشد کانون شکار(سازمان محیط زیست امروزی) از جبهه جنوبی (خرمدشت) وارد منطقه می شوند. اینان از مرجیکش به قله علم کوه می رسند. بنا به اظهارات تنی چند از قدیمی های رودبارک به نقل از افراد همان گروه مسئول شکاربانی کلاردشت (شخصی بنام کریم میار کیانی) روی قله از گروه جدا شده به سمت سیاه سنگ حرکت می کند تا به پناهگاه سرچال رفته و فردای آن روز در ونداربن به گروه ملحق شود. تا به امروز میار هرگز به ونداربن نرسید. گروه های زیادی برای یافتن وی به منطقه اعزام شدند اما اثری از وی یافت نشد! سالها بعد (سال 1360) وقتی که جانپناه سیاه سنگ را می ساختند یکی از کارگران یک کوله پشتی و اورکت پیدا می کند. داخل کوله پشتی دو عدد دل و قلوه خشک شده ی شکار پیدا می کنند به همراه سوراخی که روی اورکت ایجاد شده بود! همه ی کسانی که آن سوراخ را مشاهده می کنند متفق القول به این نتیجه می رسند که این، یک سوراخ معمولی نیست و بی شک جای گلوله است. یکی از چارواداران که در  آن برنامه حضور داشت گواهی می دهد که بی شک این اورکت و کوله از آنِ میار است. جزئیات ماجرا به سپاه پاسداران گزارش می شود و آن نهاد نیز مامورینی را جهت پیگیری و کشف شواهد بیشتر به منطقه اعزام می کند. تلاش ها به جایی نمی رسد و مدارک بیشتری کشف نمی شود.

در این مورد خاص نمی توان قضاوت یا پیش داوری کرد اما بی تردید میار یکی از زحمت کشانی بود که سال ها برای حفظ محیط زیست کلاردشت تلاش نمود و به گفته ی اکثر همه ی قدیمی ها در کارش بسیار جدی بود و به اصطلاح عامیانه خودمان با احدی تعارف نداشت! روحش شاد و یادش گرامی باد!

* بنا بر گفته های علی محمد فرضی

*3-7:  سال1356

در مرداد ماه سال 56 یک زن و مرد آلمانی به همراه یک مرد اتریشی وارد منطقه می شوند. هاشم  بیگلریان( از کارکنان قرارگاه رودبارک ) بارهایشان را به سرچال می برد و قرار می شود که سه روز بعد برای بازگرداندن بار به سرچال بازگردد. هاشم سه روز بعد به پناهگاه سرچال می رود. زن و مرد آلمانی اظهار می کنند که مرد اتریشی بازنگشته است. هفته ی بعد از طرف فدراسیون کوه نوردی گروهی جهت جستجو وارد منطقه می شوند که متأسفانه اثری از وی یافت نمی شود.  بعد ها یکی از چوپانان منطقه کلاهی را در منطقه سره کمر پیدا می کند که متعلق به فرد گمشده بود. این کشف هم کمکی به حل مسئله نمی کند و نام این مرد اتریشی نیز جزء مفقود الاثر های علم کوه ثبت می گردد.

* بنا بر گفته های هاشم بیگلریان

3-8: سال 1363

تعداد 9 نفر از گروه کوه نوردی هلی کوپتر سازی در تاریخ 20/5/63 موفق به صعود علم کوه از مسیر سیاه سنگ می شوند. اینان در مسیر بازگشت از سیاه سنگ ها تصمیم می گیرند که از سوزنی های سیاه سنگ پایین نیایند و یک مسیر ساده و نزدیک تر را روی سیاه سنگ برای پایین آمدن انتخاب می کنند. بعد از جان پناه سیاه سنگ پس از طی مسیر کوتاهی، دره ای به سمت پایین وجود دارد که تا پایین روی یخچال علم چال ادامه دارد و از بالا به نظر می رسد که شیب ملایمی دارد و شن اسکی مناسبی برای پایین رفتن محسوب می شود. غافل از اینکه این مسیر به ظاهر راحت به آبشار هایی برخورد می کند و این شیب ملایم به دیواره های 90 درجه تبدیل می گردد.

گروه این مسیر های صعب العبور را با طناب پایین می آید اما ریزش سنگ باعث مرگ پرویز غفاری می شود.

متأسفانه این اشتباه را گروهی از کوه نوردان گیلان سال ها بعد تکرار می کنند و در ادامه می خوانید که در سال 82 نیز دو تن از جوانان کشور در این مسیر دچار حادثه شده و جان خود را از دست می دهند.


*3-9:  سال 1365

گزارش برنامه صعود به دیواره علم کوه مسیر لهستانیها و ضایعه اسفناک سقوط شادروان شهریار امیر سلیمانی

روز پنجشنبه 16/5/65 حرکت از تهران به رودبارک

جمعه   17/5/65 حرکت بسوی سرچال و شب در پناهگاه سرچال

شنبه    18/5/65  حرکت بسوی علم چال و برقراری کمپ

یکشنبه  19/5/65  بردن  وسایل لازم به زیر دیواره

دوشنبه  20/5/65  صعود به دیواره و گذران شب، در طاقچه دوم زیر کلاهک

سه شنبه  21/5/65  ادامه صعود و در ساعت 30:11 بالای کلاهک رسیده و مسیر را به سمت راست صعوده ( غیر از مسیر اصلی) و در ساعت پنج بعد از ظهر پس از یک طول طناب صعود و کوبیدن پیچ میخ، بعلت اشتباه بودن مسیر و کم بود میخ از صعود منصرف و به سمت طاقچه ی بالای کلاهک فرود آمدیم و در ساعت 30:5 بعدازظهر (علیرغم سخنان هم طنابش که به او متذکر شده بود که بعلت کمبود طناب از کلاهک فرود نیاید بلکه از سمت راست کلاهک فرود بیاید ) فرود آمده و از رشته طنابی که فرود می آمده یک رشته کم آمده و به هم طنابش می گوید جفت طنابها را فیکس کند، فرود بیاید ( روی یک رشته طناب ) و هم طنابش با دو گره پروسیک دو رشته را فیکس می کند، شهریار روی یک رشته طناب سوار شده و فرود می آید و بعلت شوکی که در اثر یک رشته شدن طناب به او وارد می آید تعادل خود را از دست داده و از روی سکو سقوط می کند ( طناب یک رشته حدود یک متر الی 5/1 متر با طاقچه فاصله داشت) هم طنابش فردا صبح روز چهارشنبه 22/5/65 با بستن رکاب به خود و حمایت پروسیک از سمت راست کلاهک فرود می آید و در مسیر رولها میایستد و در اینجا خود را روی سرول حمایت کرده و از ساعت 9 صبح الی 3 بعدازظهر در تلاش بود تا شاید بتواند طناب را آزاد کند ( بوسیله یومار و پروسیک ) در این وقت یکی از کوه نوردان اراک خود را برای کمک به طاقچه دوم می رساند ، مسعود محمودی هم طناب شادروان شهریار امیر سلیمانی دیگر از کشیدن طناب منصرف شده و با فیکس کردن یک رشته طناب زردی که به طاقچه دوم رسیده بود ( روی رولها فیکس می کند ) به طاقچه دوم فرود می آید و دو رشته طناب روی دیواره باقی می ماند با استفاده از طناب های کوه نوردان اراک به پایین فرود می آید.

اعضاء گروه: 1) شهریار امیرسلیمانی 2) مسعود محمودی 3) حسن اخوان4) سلیم شالوم

* دفتر یادبود قرارگاه كوه نوردي رودبارك، سال 1363 تا 1365

ادامه دارد...