جان باختگان منطقه تخت سلیمان و علم کوه

قسمت هشتم

تهیه‏وتنظیم: مهرزاد فرضی

تقدیم به همه ی عاشقانی که غمگنانه در سکوت علم کوه آرمیدند و تقدیم به صفر نقوی، علی محمد فرضی، رسول نقوی و علی فرضی که از سالیان دور یار و همراه کوه نوردانی بودند که به این دیار سفر کرده اند؛ از شادی شان شاد شدند و در غم هایشان گریستند!

*3-22: سال 1387

یک تیم کوه‏نوردی متشکل از کوه‏نوردانی از شهر تهران، کرج و بروجرد در تاریخ 22 بهمن هشتاد و هفت عازم منطقه علم‏کوه شدند. هدف این تیم 4 نفره صعود قله علم‏کوه از مسیر گرده آلمان‏ها و صعود به قله تخت سلیمان به قصد عکسبرداری از قلل منطقه بود.

اعضای این تیم را علیرضا سلیمانی از کرج، مهران برنجی از بروجرد، احسان احمدی پور و اسماعیل رضایی از شهر تهران تشکیل می دادند.

این تیم در صبحگاه 22 بهمن قرارگاه رودبارک را به قصد استقرار در پناهگاه سرچال ترک می کنند. و در میانه راه در منطقه کنگلک پائین اقدام به برقراری کمپ و شب مانی نمودند. اسماعیل رضایی و احسان احمدی پور در کمپ می مانند و علیرضا نوری و مهران برنجی مسیر را برای رسیدن به پناهگاه سرچال ادامه دادند اما به دلیل تغییر وضعیت هوا از ادامه مسیر باز ماندند و در کنگلک بالا ناچار به برقراری کمپ و شب مانی می‏شوند. صبح روز 23 بهمن علیرضا نوری و مهران برنجی تلاش برای صعود را ادامه می‏دهند ولی به دلیل بارش برف تازه امکان دسترسی به پناهگاه از ایشان سلب شده و به ناچار تصمیم به بازگشت به محل کمپ پائین می‏گیرند. در نزدیکی زمان ظهر به کمپ پائین (اسماعیل رضایی و احسان احمدی پور) می رسند. و همگی تصمیم به بازگشت به رودبارک را می‏گیرند. مهران برنجی قبل از بقیه اقدام به بازگشت می‏کند و سه نفر دیگر با چند دقیقه فاصله زمانی به دنبال وی در مسیر پاکوب او باز می‏گردند. منطقه به دلیل بارش برف سنگین در شب قبل مستعد ریزش بهمن شده بود و باد و کولاگ منطقه را در بر می‏گیرد. در حوالی ساعت 1 بعد از ظهر این تیم در حد فاصل بین کنگلک پائین و منطقه پیت سرا در اثر تخلیه برف داخل دهلیزهای بالادست دچار بهمن می‏شوند و مهران برنجی که با فاصله از بقیه در حال عبور بود در میان بهمن گرفتار می‏شود. سه نفر دیگر تیم بلافاصله تلاش برای کاوش و پیدا کردن مهران برنجی را آغاز می‏کند، پس از حصول اطمینان از بی‏فایده بودن تلاش‏ها، این تیم دست از تلاش برداشته و گزارش حادثه را بوسیله تلفن همراه به قرارگاه رودبارک مخابره می‏کند.

این تیم با تلاش و به سختی در میان کولاک و طوفان شدید خود را به پیت سرا می‏رساند و شب را در این منطقه به صبح می‏رساند و صبح روز 24 بهمن خود را به رودبارک می‏رساند.

بهمن ریخته شده در این منطقه طولی در حدود 2 کیلومتر و عرض در حدود 400 تا 500 متر داشته و از دهلیز های بالای قله های بالای پیت سرا شروع شده و با گذر از تراس اول و دوم پیت سرا به داخل دره زیر قله سیاه کمان تخلیه شد. پیکر شادروان مهران برنجی توسط کوه‏نوردان کلاردشت به پایین حمل شد. گزارش آن را میتوانید اینجا بخوانید.

* دفتر یادبود قرارگاه کوه نوردی رودبارک 1384 تا 1387


 ۳-۲۳ سال 1388

الف) نادر گل مرصع

نادر گل مرصع

در تاریخ 88.3.22 نادر گل مرصع به همراه تیمی از کوه‏نوردان چالوس وارد منطقه می‏شونداز بریر و عبور از دو راهی کلجاران در منطقه‏ای به اسم کُلُمَک‏سی دچار ایست قلبی شده و جان به جان آفرین تسلیم می‏نماید.

ب) میکائیل هاشمی*

گروه کوه نوردی آزاد تهران به سرپرستی میکائیل هاشمی و به همراهی هادی یزدی، شایان غلامی و علی حاجی محمدی. حرکت از تهران: ساعت 7 بعد از ظهر روز چهارشنبه 17/4/88 از میدان آزادی به سمت کلاردشت و پناهگاه رودبارک که در ساعت ّ30/1 بامداد به پناهگاه رودبارک رسیده و شب را در پناهگاه استراحت کردیم.

روز پنج شنبه ساعت 9 صبح به سمت پناهگاه سرچال حرکت کرده و ساعت ّ30/4 بعد از ظهر به پناهگاه سرچال رسیده و شب را استراحت کردیم. صبح روز جمعه ساعت 5 از پناهگاه به سوی قله علم‏کوه از مسیر سیاه سنگ حرکت کرده و در ساعت 11 به اول سیاه سنگ رسیدیم. یکی از نفرات به نام یزدی به علت پارگی کفش و رها شدن کف کفش قادر به ادامه مسیر نشد که نفر دوم (حاجی محمدی) هم به خاطر تنها نبودن آقای یزدی کنار ایشان ماند و قرار شد دو نفر دیگر از گروه (شایان غلامی و میکائیل هاشمی) به سمت قله حرکت کنند. از قسمت‏های سیم بکسل‏های مسیر بالا کشیده و به یال بالا رسیدیم. (سیاه سنگ) در این زمان میکائیل به بنده (شایان) گفت: من خسته شدم و همین جا استراحت می کنم، شما برو قله و در هنگام برگشت مرا بیدار کن تا به همراه یکدیگر به سمت بچه ها برویم. 

یزدی: من و علی محمدی همانجا که کفشم پاره شد منتظر ماندیم تا میکائیل و شایان برگردند. 2 ساعت نگذشته بود که صدای میکائیل از بالا شنیده شد، ما به دنبال صدای میکائیل بودیم که از کجا صدا می‏آید که به یکباره بعد از صدا کردن یزدی و علی صدائی نیامد. باز هم ما چند باری میکائیل را صدا زدیم و در این هنگام میکائیل از بالا رها شد و بعد از روی صخره‏ها به سمت پایین پرت شد و در یخچال‏های پایین سقوط کرد؛ ما هم نگران فقط به سمت یال نگاه می‏کردیم تا شایان رو ببینیم. صبر کردیم تا شایان بعد از 3 ساعت که به سمت قله رفته بود برگشت و قضیه را به ایشان گفتیم و چون جنازه جای خطرناکی پرت شده بود ما هم کاری از دستمان بر نمی‏آمد که در این زمان به سمت پناهگاه (برای اطلاع رسانی به پلیس و فدراسیون) حرکت کردیم. بعد از اعلام گزارش به مراکز 115_125_110 و فدراسیون) به علت تمام شدن غذا و خوراکی و خاموش شدن گوشی‏ها به سمت پناهگاه رودبارک حرکت کرده و حدود ساعت ّ30/10 شب به پناهگاه رودبارک رسیدیم. 

وقتی که خبری از امداد رسان‏ها نمی‏شود کوه‏نوردان کلاردشت یک بار دیگر وارد عمل شده و پس از ساعت‏ها تلاش پیکر بی‏جان میکائیل هاشمی را به خانواده‏اش تحویل می‏دهند. شرح ماجرا را اینجا بخوانید.

*دفتر یادبود قرارگاه کوه نوردی رودبارک

ادامه دارد ...