منطقه علم‏کوه و تخت‏سلیمان

ویژگی‏های زمین شناسی منطقه :

منطقه کلاردشت از تشکیلات رسوبی و غیر رسوبی متعدد و متنوعی تشکیل گردیده است که این سنگ‏ها در قسمت‏های مختلف آن از ماسه سنگ، مارن، آهک و حتی سنگ‏های ولکانیکی متغیر بوده و قابل رویت است.

به طور کلی، البرز شامل رشته کوه‏های واقعی است که بویژه قسمت مرکزی و خاوری آن مهم می‏باشد. با وجود این، از لحاظ مبنای ساختمانی، کوه‏ها فاقد سیمای ناحیه مرکزی ایران است ولی از لحاظ ساختمانی و چینه شناسی به هم ارتباط دارند.

این موضوع به ویژه در سمت جنوبی البرز نمود بیشتری دارد و در سمت شمالی اختلاف مختصری دیده می‏شود. در مواردی نیز البرز به شکل چین خوردگی آلپی است که جزو کمربند چین خورده آلپ به شمار می آید و ادامه قفقاز کوچک و ترکیه شمال خاوری است.

به استناد مندرجات جغرافیای طبیعی ایران و علائمی که توسط بعضی از دانشمندان زمین شناس مانند پرفسور اوکوست گانسر(ougust Ganser) در این منطقه بدست امده است می توان گروه تخت‏سلیمان را جزء چین خوردگی‏های دوره سوم زمین شناسی دانست و از طرفی وجود یخچال‏های طبیعی آثار جدیدترین دوره زمین شناسی را در این منطقه اعلام می‏دارد و از طرف دیگر وجود (Trielubit) ها که توسط پرفسور اگوست گانسر در قسمت قلل لشکرک و قلل مناره و گردونه کوه بدست آمده وجود اثار دوره اول زمین شناسی را در این منطقه معلوم می دارد.[2]

 سلسله ارتفاعات تخت‏سلیمان و علم‏کوه در مرکز توده بزرگ با تولیت نفوذی آذرین قرار دارند، در اطراف و حاشیه‏های این توده با تولیت و در داخل آن، دایک های نفوذی آذرین بعدی و طبقات و لایه‏های مواد خروجی آذرین دیده شده، همچنین بقایای رسوبات چشمه‏های آب گرم (هیدروترمال) که در اثر نفوذهای مجدد مواد مذاب خروجی دگرگون شده‏اند، قرار دارد.

علاوه بر موارد گفته شده، حرارت چندین هزار درجه مواد نفوذی همراه با فشار فوق العاده‏ای که آن‏ها را به سطح زمین کشانده است، موجب گردیده که تا شعاعی حدود 2 تا 3 کلیومتر لایه‏ها و طبقات در برگیرنده، تحت تاثیر فشار و حرارت فوق العاده و نفوذ مواد محلول در توده مذاب که معمولا سیلیس می‏باشد، قرار گرفته و دگرگون گردند. این طبقات و لایه‏های رسوبی بسته به نزدیکی به توده نفوذی تغییر ساختاری مختلفی یافته‏اند. طبقات هم‏جوار توده نفوذی به سنگ‏های (SKARN) Silica – calcite و در مرحله بعد به سنگ‏های چینی و پس از آن به سنگ‏های آهکی متامورف که بقایای فسیلی را حفظ کرده‏اند، تبدیل شده‏اند و بسته به چگونگی فلزات محتوی محلول‏های مذاب، سنگ‏های دگرگون شده رنگ‏های مختلفی پیدا کرده‏اند. هم‏چنین در قسمتی از اطراف این مواد مذاب نفوذی توده‏های ماسه سنگ تبدیل به کوارتزیت گردیده و به علت وجود ترکیبات آهنی در مواد مذاب رنگ این کوارتزیت‏ها تیره رنگ (خاکستری تیره تا سیاه) تغییر یافته است.

در خصوص موقعیت زلزله خیزی منطقه باید گفت که این منطقه تحت تاثیر عواملی که زلزله خیزی نواحی شمال کشور و البرز را تعیین می‏کنند، قرار دارد. به عنوان مثال کشور ما در قسمت میانی کمربند کوهزایی آلپ–هیمالیا واقع است و مورفولوژی کنونی ایران بر اثر همین کوهزایی به ویژه آلپ پایانی بوجود آمده است. این حرکات هنوز به پایان نرسیده و تعادل نهایی بر قرار نشده است. در البرز هنوز از نظر ژئوفیزیکی نیز تعادل ایزوستازی واقعی وجود ندارد.

خصوصیات زلزله خیزی استان مازندران تماما به فعالیت تکنونیکی شدید و هم چنین به فاصله نقاط از گسله‏های البرز ارتباط دارند.

بر اساس نقشه پهنه بندی زلزله استان مازندران و تعیین نقاطی که از قرن چهارم قبل از میلاد تا سال 1976 میلادی زلزله‏های مخرب و ویرانگر در این منطقه از شرق گنبد کاووس تا نور و تنکابن را در بر می‏گیرد.

از 56 زلزله‏ای که از سال 1900 تا 1976 میلادی در محدوده منطقه اتفاق افتاده و عمق کانونی آن مشخص شده است، 38 زلزله ( 68 درصد ) در عمق کانونی 33-0 کیلومتر بوقوع پیوسته است.[1]

 نقشه زمین شناسی کلاردشت

نقشه زمین شناسی کلاردشت از سازمان زمین شناسی کشور

یخچال‏های طبیعی منطقه:

یکی از پدیده‏های مورفولوژیکی منطقه وجود یخچال‏های بزرگ طبیعی است که این یخچال‏های طبیعی و دایمی پس از گذشت ده‏ها میلیون سال هم چنان نا آرامند. یکی از مهم‏ترین این یخچال ها، علم‏چال نام دارد که دارای 3000 متر طول و 750 متر عرض و 80 متر عمق می باشد. علاوه بر آن می‏توان یخچال اسپیلت که متشکل از توده‏های بزرگ یخ است، نام برد. این توده عظیم یخ که با سنگ و خاک امیخته شده‏اند، منابع اصلی آبگیری رودخانه سرد آبرود کلاردشت هستند.

در توصیف یخچال‏های منطقه باید گفت که ماسیف علم کوه در واقع مرکب از یک تیغه یا خط الراس با جهت جنوبی و شمالی است که ارتفاع آن از "کل جارون"* افزایش می یابد. این تیغه که دو قله تخت‏سلیمان و علم‏کوه را شامل می شود، در جنوب قله علم‏کوه بطرف جنوب شرقی متمایل گشته و با ارتفاعی متجاوز از چهار هزار متر در پایین گردنه حصارچال و در حد نهایی دره اصلی سردآبرود خاتمه می‏یابد. از قله اصلی تنها یک تیغه که در حقیقت مجزا کننده سه شاخه یخچال ما سیف هستند، منشعب می شود. این تیغه‏ها عبارتند از :

یکم : تیغه شمالی که متکی به قوس تخت‏سلیمان است و حوضچه یخ‏گیر کوتاهی را تشکیل       می‏دهد که از اطراف سیرک‏های یخچال به آن منتهی می‏شوند.

دوم : تیغه مرکزی که قله‏های شانه‏کوه و میان‏سه‏چال را به هم مربوط می‏سازد. این تیغه مرکزی، طویل‏تر و پست‏تر از تیغه اولی است.

سوم : شاخه یخچال اصلی است و از دو تیغه دیگر مهم‏تر است و از قله علم‏کوه جدا می‏شود. این تیغه که در ارتفاع 4420 متری قطع می‏شود، به طرف شمال شرقی متمایل و تا قله چالون ادامه دارد. تیغه‏های نامبرده سه دره نامساوی ولی مهم را که قبلا به وسیله یخ اشغال شدند، محدود    می‏کنند و به شرح زیر قابل شناسایی می‏باشند:

1-   یخچال واقع در شمال شرقی تخت‏سلیمان.

2-   یخچال مرکزی در شمال خط الراس میان شانه‏کوه.

3-   یخچال اصلی که در شمال خط الراس علم‏کوه و چالون قرار دارد.

کلاردشت و توده تخت‏سلیمان( نقل از دپلانول سال 1957 میلادی )

کلاردشت و توده تخت‏سلیمان( نقل از دپلانول سال 1957 میلادی )

یخچال‏های علم‏کوه از نوع یخچال‏های کوهستانی و دره‏ای هستند که روزانه با سرعتی به طور متوسط بین 30 سانتی‏متر تا یک متر در حرکتند و هر روز تغییر مکان می‏دهند. این یخچال‏ها متعلق به دوران سوم زمین شناسی یا سنوزوئیک هستند و 60 میلیون سال قدمت دارند.

پیشینه مطالعات مربوط به یخچال‏های این مجموعه به سال‏های دهه 30 میلادی مربوط می‏شود. در سال 1933 داگلاس باسک کوه‏نورد و جغرافی‏دان انگلیسی برای صعود و نقشه برداری به منطقه مراجعه نمود و به وجود یخچال‏های این منطقه پی برد. در سال 1934 میلادی ( 1313 خورشیدی) هانس بوبک اتریشی پس از صعود به قله علم‏کوه و نقشه‏برداری کامل از این منطقه، چندین یخچال نیز کشف نمود.

[1]

در این مجموعه به طور کلی هفت یخچال بزرگ وجود دارد که به ترتیب وسعت بشرح زیر می‏باشد:

1- خچال هفت خوان: این یخچال بین جبهه شمال قله‏های هفت خوان و جبهه غربی قله‏های خرسان واقع شده و بزرگ‏ترین یخچال طبیعی کشور می‏باشد.

2- خچال علم‏چال: این یخچال بین جبهه شمالی علم‏کوه و جبهه شرقی شانه‏کوه و جبهه قله‏های چالون و سیاه‏کمان و جبهه جنوبی میان‏سه‏چال واقع شده است.

یخچال علم‏چال، دیواره علم‏کوه، شانه‏کوه و تخت‏سلیمان

یخچال علم‏چال، دیواره علم‏کوه، شانه‏کوه و تخت‏سلیمان

3- یخچال شمال غربی علم‏کوه: این یخچال در بین دماغه شمال غربی علم‏کوه و شانه‏کوه جبهه جنوب غربی تخت‏سلیمان از سمت غرب به یخچال هفت خوان متصل است.

4- یخچال تخت‏سلیمان: این یخچال بین قله‏های تخت‏سلیمان و شانه‏کوه و میان‏سه‏چال واقع شده است.

5- یخچال خرسان: در بین قله‏های خرسان، علم‏کوه و مرجیکش واقع گردیده است.

6- یخچال چالون: این یخچال در بین قله‏های چالون و سیاه‏سنگ و گردنه چالون واقع شده است.

یخچال چالون و قله تخت‏سلیمان در روبرو

یخچال چالون و قله تخت‏سلیمان در روبرو

7- یخچال مرجیکش: در بین قله‏های مرجیکش و شاخک شرقی علم‏کوه و سیاه‏سنگ واقع است.

در این نواحی برفچال‏هایی نیز وجود دارد که مهم‏ترین آنها : برفچال تنگ گلو است که دروازه شمالی فلات حصارچال نیز می‏باشد و راه مالرو کلاردشت طالقان از آن عبور می‏کند. برفچال دیگر به برفچال گردونه‏کوه معروف است که در بین دو یخچال خرسان و حصارچال در زیر قله مناره واقع است.[2]

*کل جارون به معنی محل تجمع کل و بز وحشی است.

منابع:

1- كتاب كلاردشت، تالیف علي ملك پورانتشارات فکر نو، سال 1377

2- كتاب علم‏كوه، تالیف عبدالحسين عزيزي، انتشار کوه اسکی، پاییز سال 1364