بهار اومد مش عین ‏اله

یواش یواش فصل کوه‏نوردی آغاز می‏شه، کوه‏نوردا از راه می‏رسن، کوله به دوش سربالایی لیزبنک رو بالا می‏کشن تا به پناهگاه سرچال برسن.

دوباره سنگ‏نوردا می‏آن تا دیواره علم‏کوه رو صعود کنن. چونه‏زدن سر بار داغ داغ میشه اما جای یه صدای بلند خیلی خالیه...

مردی که یه قلب ساده و پر محبت رو پشت یه صدای به ظاهر خشن قایم کرده...

دیگه تو مسیر سرچال مش‏عین‏اله رو نمی‏بینی، حداقل چشم سر قادر به دیدنش نیست...

مش ‏عین‏اله

بارها و بارها تنهایی می‏رفتی علم‏چال، تو مسیری به این طولانی در اون سکوت و تنهایی که تو بودیو قاطرت به چی فکر می‏کردی؟!!!

شاید به تنهایی...

ما عادت کردیم بعد رفتن عزیزانمون درباره شون حرف بزنیم و ...

عکس زیر آخرین عکسی هستش که از مش عین‏اله گرفتم(۸۹.۴.۳۱). رفته بود علم‏چال و داشت برمی‏گشت رودبارک.

مش عین‏اله جات خیلی خالیه ...

مش ‏عین‏اله