به‏نام خداوند بخشنده و مهربان

سرچال

28نفر از کوه‏نوردان کلاردشت صبح امروز(90.2.9) در منطقه‏ی سرچال کوه‏پیمایی نمودند.

کوه‏نوردان با وسائل نقلیه قرارگاه کوه‏نوردی  رودبارک را به سمت گوسفندسرای بریر ترک کرده و پس از پیاده شدن از ماشین حرکت خود را به سمت پناهگاه سرچال آغاز نمودند.

با رسیدن به چشمه‏ی کنگلک‏پایین عده‏ای اقدام به راه‏اندازی آب چشمه نمودند و گروه دیگر تا زیر لیزبنک صعود کرده و راه بازگشت را در پیش گرفتند.

من به همراه جمشید بیکلریان ساعت 10 صبح از رودبارک به سمت بریر راه افتادیم. ساعت 10:30 گوسفندسرای بریر را به سمت پناهگاه سرچال ترک کردیم. در منطقه‏ای به نام "کُلُمَک‏سی" با سه تن از هم‏نوردان کلاردشتی برخوردیم که در حال پایین آمدن بودند.

یک ساعت از ترک گوسفندسرای بریر می‏گذرد که به کشتی سنگ می‏رسیم. جرئه‏ای آب می‏نوشیم و بی‏درنگ به راه خود ادامه ‏می‏دهیم.

بالای کشتی سنگ به یاد مش‏عین‏اله و خاطراتی که اینجا با هم داشتیم می‏افتیم. پس هر سنگ و در دل هر راه عطر یاد تو٬ هوا را معطر ساخته است و افسوس که سفر کوتاه بود! افسوس ...

گل‏های زرد سر از خاک برآورده‏اند و سپیدی برف در زیر نیلگون آسمان چشم هر بیننده‏ای را به خود جلب می‏کند. نغمه‏ی کبک دری در آن دور دست‏ها در فضا می‏پیچد و مرا به یاد گذشته‏های دور می‏اندازد...

کوه‏ها همان‏جا سرجایشان و بی هیچ تغییری به نظاره ما نشسته‏اند. من تک‏تک شان را می‏شناسم چرا که سال‏هاست روحم را در میان این سرزمین پاک رها ساخته‏ام.

12:45به چشمه‏ی کنگلک پایین می‏رسیم. کوه‏نوردان آب چشمه را راه‏اندازی کرده و گروه دیگری از روی یال کنگلک بالا در حال صعودند.

آقای نقوی و دکتر برارپور همراه‏مان می‏شوند و در ادامه مصطفی حاتمی نیز به ما اضافه می‏شود. به سمت پناهگاه به راه می‏افتیم. کنگلک‏بالا تا پناهگاه سرچال پوشیده از برف است.

بالای لیزبنک می‏رسیم، پناهگاه دیده می‏شود. بی‏درنگ از روی برف‏ها قدم به قدم پیش می‏رویم تا اینکه ساعت 14:30 خود را در آغوش این مکان مقدس رها می‏سازیم.

آسمان آبی است و قله‏های به برف نشسته هر چه زیباتر با مناظر بی‏بدیل خود دلربایی می‏کنند.

بساط نهار پهن می‏شود و ما با اشتهای زیاد شروع به خوردن می‏کنیم. جای همه‏ی دوستانی که قلب‏شان برای پاکی اینجا می‏تپد خالی.

سر نهار از خدا خواستم اگر روزی نتوانستم خود را به این فضای روحانی برسانم عمرم را به پایان برساند چرا که من عاشق اینجا هستم.

ساعت 15:30 زمان دل بریدن است، غمگین از این جدایی راهی پایین می‏شویم. پایین لیزبنک زیر سیاه‏کمان دره پوشیده از برف است و ما روی رودخانه که زیر برف مدفون شده است به سمت پایین حرکت می‏کنیم.

ترانه‏های تکراری خودمان را زمزمه می‏کنیم و در پیت‏سرا از مسیر قدیمی، خود را به آب نفت‏چاک می‏رسانیم.

دقایقی بعد دوستان خود را در دوراهی کلجاران می‏بینیم که مشغول چیدن قارچ و سبزی کوهی هستند.

ساعت 17 به گوسفندسرای بریر می‏رسیم. پایان راه.  

بالای لیزبنک

کلاردشت

 پناهگاه سرچال

کلاردشت

بالای لیزبنک-زیر پناهگاه سرچال

کلاردشت

زیر قله سیاه کمان

کلاردشت