مردمانی به صفای چشمه

تقدیم به همه‏ ی آنانی که هنوز شرافت و پاکی را باور دارند !!!

روستای سه‏ چشمه

کرمانشاه - جاده سنندج - سمت راست جاده‏ی سرابله – روستای سه‏ چشمه

چهارشنبه (7/2/90) کلاس درس تشکیل نشد و به همراه دوستم آقای ناصر خضروی تصمیم گرفتیم که برای خریدن روغن کرمانشاهی مزاحم علی‏ آقا بشیم. علی‏ آقا تهران سرکار بود و برادرشون آقا فریبرز رو همراه‏مون کرد و ما هم رفتیم سه‏ چشمه!

حدود 50 تا خانه‏ ی روستایی. سقف‏ ها ایزوگام و دیوارها آجری. تا چشم کار می کند زمین‏ های به زیر کشت رفته. سبزِ سبز

روستا در دره‏ ای واقع شده، دو طرف آن را کوه فرا گرفته است. سه چشمه در بالادست روستا از دل زمین می‏ جوشد و نام روستا نیز بر این اساس گرفته شده است.

شغل مردم دامداری و کشاورزی است. به اتفاق میزبان نازنین‏ مان آقا فریبرز گشتی در روستا می‏ زنیم.

دم‏دمه‏ های غروب است و گله داران گوسفندهای خود را به سمت کوه هدایت می‏ کنند.

همه یک‏رنگ

از تپه‏ ای بالا می‏ رویم و دشت سر سبز خداوندی را به تماشا می‏ نشینیم.

بوی پاکی همه‏ جا پیچیده است. انگار با هر نسیم شرافت و پاکی در روستا پخش می‏ شود. زمان از حرکت ایستاده است چرا که پاکی با زمان رابطه‏ ای ندارد چراکه شرافت همیشه شرافت بوده است.

عجب مردمان پاک‏ سرشتی، بر سر سفره این مردمان جز صداقت چیزی نیافتم.

فقط عشق بود و عشق.

با تشکر از خانواده‏ ی محترم همتی

روستای سه‏چشمه

من و فریبرز همتی

روستای سه‏چشمه

روستای سه‏چشمه