دیواره علم کوه- مسیر 52 لهستان + قیف مسیر فرانسویها
به نام خالق زیبایی ها
دیواره علم کوه- مسیر 52 لهستان + قیف مسیر فرانسویها
مسیر 52 لهستان در دیواره علم کوه در سال 1352 ( 1973 ) توسط تیم لهستانی در قسمت وسط دیواره علم کوه به طور مستقیم گشایش یافت. نیمه اول این مسیر تا طاقچه قمقمه و قسمت دوم آن بعد از طاقچه قمقمه بوده که تا ابتدای ریزشیها ادامه می یابد. نیمه دوم مسیر بعد از لهستانیها تا به الان توسط سه کرده صعود شده و اکثر تیمهایی که برای صعود این مسیر می روند تا طاقچه قمقمه از مسیر 52 رفته و از آنجا به بعد یا از مسیر شکوه ادامه داده یا وارد قیف بزرگ دیواره شده و بقیه را از مسیر فرانسویها ادامه می دهند. کرده دو نفره ما هم تصمیم به ادامه مسیر از قیف دیواره ( مسیر فرانسویها ) داشت و برنامه ما این چنین شروع شد.
چهارشنبه 26/5/90
بعد از ظهر از تهران به سمت کلاردشت به راه افتادیم. وسایلی را که کم داشتیم، تهیه کرده و به قرارگاه رودبارک رفتیم. تیمی در آنجا نبود ولی قرار بود که تیمهای زیادی برای صعود بیایند. باید وسایلمان را جمع و جور و برای بار زدن روی قاطر آماده می کردیم. این کار تا 12 شب طول کشید. به خواب فرو رفتیم و برای فردا آماده شدیم.
پنج شنبه 27/5/ 90
ساعت 6 صبح به قرارگاه رفتیم. چه قلقله ای بود. تیمهای زیادی آنجا بودند. بچه های همت شمیران، بچه های خانه کوهنوردان و ...، همه برای صعود دیواره آمده بودند. به سمت ونداربن حرکت کردیم. بقیه بچه ها هم آمدند. بارها را تحویل بیان حاتمی دادیم و ساعت 7.30 در هوایی مه آلود در کناره سردابه رود که با نسیم خنکش صورتمان را نوازش می داد، به سمت سرچال به راه افتادیم.

دوراهی کلجاران - مهرزاد فرضی و مهدی فریدافشار
کشتی سنگ و بعد هم نوازش خورشید تا به سرچال برسیم. ناهارمان را خوریم تا قاطرها برسند. بعد از رسیدن بارها من و مهرزاد به همراه بیان و شیرزاد زودتر از بقیه به سمت علم چال به راه افتادیم.

پیت سرا
ساعت 15 به علم چال رسیدیم. دوستانمان ( علی کریمی، حمید مختاری و ... ) هم آنجا بودند. با رسیدن بقیه بچه ها مشغول برپایی چادر شدیم و پس از شام به خوابی عمیق فرو رفتیم.

علم چال
جمعه 28/5/90
در علم چال غوغایی برپا بود. تیمهای زیادی در منطقه بودند و تیمهایی هم می آمدند. اکثر تیمها بر روی مسیر هاری روست و یک تیم هم از قزوین در حال صعود مسیر 48 لهستان بودند. نظاره گر صعودها بودیم.
ساعت 15 به همراه مهرزاد و مهدی مقداری از وسایلمان را پای دیواره بردیم. مهدی تا بالای گل سنگها و مهرزاد تا پای دیواره همراهیم کرد. بچه های مسیر هاری روست وارد ریزشیها شده بودند و ریزش زیادی از بالا داشتیم. بعد از گذاشتن بارها به سرعت به پایین برگشتیم و برای صعود فردا آماده شدیم.

بالای گل سنگها
شنبه 29/5/90
ساعت 3 صبح است که آهنگ بیداری می گوید برخیزید. صبحانه خوردیم و آماده شدیم. تیم همت شمیران که برای صعود مسیر هاری روست می رود نیم ساعت جلوتر از ما به راه افتاده و بویه سادات نیا سرپرست آنها تا پای گل سنگها همراهیشان کرد. ما هم ساعت 4 صبح با بدرقه مهرزاد به راه می افتیم. بویه در حال برگشت است در ابتدای گل سنگها به تیم همت می رسیم و با هم ادامه می دهیم.

صبح صعود در ابتدای گل سنگها بر روی یخچال
ساعت 6 به پای دیواره می رسیم بچه های همت به سمت هاری روست رفته و ما هم آماده می شویم. محمد کرباسی و سعید محمودی هم که برای صعود 52 آمده بودند به پای دیواره رسیدند. طول اول، طبیعی با درجه 9/5 و 50 متر را صعود می کنم در طاقچه مهدی را حمایت کرده و او هم بالا می آید.

مهدی در حال صعود طول اول مسیر ۵۲ لهستان
از این به بعد صعود مصنوعی در یک کنج شروع می شود. به یاد راهنمایی شهرام عباس نژاد می افتم. تسمه هایی که گفته بود ببرم به دادم رسید، شکست طناب خیلی کم شد. به کارگاه رسیدم. دیگر در معرض دید بچه ها در علم چال بودم که بویه از پشت بیسیم مرا تشویق می کرد.

طول دوم مسیر ۵۲ لهستان
25 متر دیگر به ابتدای کلاهک بزرگ ( کتیبه مشهدیها ) می رسم. به راه می افتم، به ابتدای کتیبه رسیدم.

طول سوم زیر کتیبه مشهدیها

کلاهک بزرک مسیر ۵۲ لهستان
کلاهک در بالای سرم چه ابهتی دارد. مهدی هم می رسد. ساعت 9.30 صبح است. از کتیبه شروع می کنم، به یاد دستان پر توان عباس جعفری، حاج حامد گلکار و دوستانشان که در این کتیبه صاف زحمتی فراوان کشیده اند، به سرعت ادامه می دهم.

کارگاه زیر کلاهک بزرگ مسیر ۵۲ لهستان- عامر در حال حمایت

کتیبه مشهدیها
بعد از صعود 50 متر به کارگاه مثلث می رسم. سمت راست من تراورس اورال می باشد که مسیر 52 ر ا به مسیر فرانسویها وصل می کند. در حال حمایت بودم که حسین علایی را می بینیم از مسیر فرانسویها در حال صعود می باشد.

مهدی در حال صعود برای رسیدن به کارگاه مثلث
سه طول 25 متری تا طاقچه قمقمه مانده است. ساعت 11.30 است که مهدی شروع می کند بعد از 25 متر به علت شکست طناب که چاره ای هم ندارد در کارگاه بالا حمایت میکند و بعد از این طول به سنگ لوزی می رسد.

طول بعد از کارگاه مثلث و مهدی در کارگاه در حال حماین من
سنگی که بر روی طاقچه، به دیواره تکیه داده است. مشغول عکس گرفتن از این سنگ زیبا بودیم که صدایی از مسیر فرانسویها توجه ما را جلب کرد. حسین در حال صعود مسیر فرانسویها بود که در اثر شکستن میخ و نیروی پاندول شدن، دو میخ پایین هم شکست و بند کوله اش پاره شد و به پایین دیواره افتاد. به خیر گذشت و آسیبی ندید، ولی هم چنان مصمم و قوی ادامه می دهد.

عامر ازوجی - سنگ لوزی

میخ های شکسته شده در مسیر فرانسویها
مهدی به سرعت و جسورانه بالا می رود و ساعت 15 به طاقچه قمقمه می رسیم. حسین که تجربه زیادی در دیواره نوردی دارد پیشنهاد می دهد برای جلوگیری از ریزش و خطر، با کرده آنها وارد قیف شویم. ما هم به نظر او احترام می گذاریم و منتظر می مانیم تا دو نفر دیگر از کرده آنها هم برسند.

طاقچه قمقمه

حسین علایی در ابتدای طاقچه قمقمه

حسین علایی و مهدی فرید افشار- طاقچه قمقمه
ساعت 16.30 ابتدا حسین، بعد من و مهدی و بقیه ( مهدی فرید و مصطفی گلستانی ) وارد قیف می شویم. عظمت دیواره جلوی ما نمایان می شود و ستبری و سرمایش را به ما نشان می دهد.

تراورس بعد از طاقچه قمقمه برای ورود به قیف

نمای علم چال، سیاه کمان، میان سه چال و کلاردشت پوشیده از ابر از طاقچه قمقمه
برای جلوگیری از اتلاف وقت حسین طول بعدی را که طبیعی می باشد جلو رفته و بعد من این 50 متر را نفر دوم رفته و نفرات دیگر را حمایت کرده تا به کارگاه برسند.

حسین علایی در حال صعود سر طناب طول اول قیف و من در حال حمایت

مهدی فرید افشار در حال صعود طول اول قیف
هوا رو به تاریکی است. طول بعدی را مهدی فرید و حسین جلو رفتند و برای ما طناب ثابت کردند تا با یومار زدن سریع بالا برویم. دو طول از ریزشیها مانده تا دیواره تمام شود. بویه مرتب با من در تماس است و جویای احوال ما، من هم نحوه صعودمان را به او گزارش می دهم و او ما را تشویق می کند. بچه ها یکی پس از دیگری این طول 50 متری را صعود می کنیم.

مهدی فرید در حال صعود طول دوم قیف
قله در تاریکی هوا نمایان می شود. این قسمت کاملا ریزشی است و با احتیاط بیشتری بر روی طناب نفر اول که از دیواره خارج شده، یومار زده و به بالا می رسیم. ساعت 12 اولین نفر و بعد بقیه بچه از ریزشیها خارج می شویم. باد سردی می وزد. وسایل فنی را در زیر قله گذاشته و به سمت خرسان می رویم. پناهگاهی که برای خوابیدن بر روی تختش لحظه شماری می کردیم ولی افسوس که تخته ای نبود. غذایی خوردیم و خوابیدیم.

پس از خروج از ریزشی ها- پایین تر از قله علم کوه
یکشنبه 30/5/90
از سرما و سوسوی خوشید بیدار می شویم. به سوی قله به راه می افتیم. بالای قله عکسی به یادگاری می گیریم و بعد از مرتب کردن وسایل به سمت پایین راه می افتیم. باد امانمان را بریده است.

کنار جانپناه خرسان

عامر ازوجی و مهدی فرید افشار- قله علم کوه
کمی پایین تر از قله مهرزاد را می بینیم که به استقبال آمده است. شربتی گوارا به خوردمان می دهد که جان تازه ای به ما داد. به جانپناه سیاه سنگ رفته و پس از کمی استراحت به سمت پایین به راه می افتیم.

همراه با ۲ مهدی، مصطفی، حسین و مهرزاد در کنار جانپناه سیاه سنگ
از بالای گردنه چالون با بچه های همت شمیران که از مسیر هاری روست برگشته بودند، هم قدم می شویم. به چادرها که می رسیم ساعت 12 می باشد و نفرات بیشتری وارد منطقه شده بودند که قصد صعود دیواره و گرده را داشتند. بچه ها یکی پس از دیگری می رسند. همگی غرق شادی هستیم. خستگیمان را با استقبال گرم دوستانی که در علم چال بودند، به در می کنیم. پس از صرف غذا به استراحت می پردازیم. حدود ساعت 17 سر و صدایی بر پا می شود. درخواست کمک می شود، به سرعت به سمت صدا و کمک مرحوم فخرالدین صدر می شتابیم. پایش را در می آوریم و به خیر می گذرد ولی دیری نمی پاید که همه چیز عوض شده و حالش رو به وخامت می رود. مهرزاد به سرعت با یک بیسیم و موبایل به بالای شانه کوه می رود و از آنجا با دکتر و با بیسیم، با بویه در علم چال در تماس است. در این حین یک پرستار به بالای سر مرحوم صدر می رود و دستورات لازم اجرا می شود ولی طی مدت زمان کمی غم و اندوه فراوانی علم چال را فرا می گیرد. سکوتی سرد و حزن انگیز که به دلیل فقدان همنوردمان بود. ( روحش شاد ) همگی با اندوه، شبی سخت را تا صبح می گذرانیم.
دوشنبه 31/5/90
صبح از خواب برخاسته و پس از صرف صبحانه مشغول جمع کردن وسایل می شویم. اکثر بچه ها قصد برگشت دارند. ساعت 10.30 به سمت سرچال به را می افتیم.

علم چال- عامر، مهرزاد و مهدی
نزدیک سرچال بودیم که بیان و شیرزاد را دیدیم که برای حمل مرحوم صدر و بارها به بالا می رفتند. به سرچال رسیدیم. پس از کمی استراحت به همراه حسین علایی و تیمش از سرچال به پایین می رویم.

پناهگاه سرچال در هنگام برگشت
ساعت 15 به قرارگاه ونداربن می رسیم. ماشین شخصی من آنجا بود. سوار شده و به قرارگاه رودبارک می رویم و بار دیگر به لطف خداوند، برنامه ای را این چنین با موفقیت به پایان می رسانیم.
اعضای تیم:
عامر ازوجی ( گروه کوهنوردی کالاهو کلاردشت )- مسیر 52 لهستان + قیف مسیر فرانسویها
مهدی فرید افشار ( گروه کوهنوردی تهران )- مسیر 52 لهستان + قیف مسیر فرانسویها
مهرزاد فرضی ( گروه کوهنوردی کالاهو کلاردشت )- علم کوه از مسیر سیاه سنگ
وسایل و ابزار به کار رفته در این برنامه:
۱- دو حلقه طناب 50 متر
۲- کارابین پیچ هر نفر 4 عدد
۳- اسلینگ کارابین 24 عدد ( سایز 20 و 60 و 80 و 120 سانتی متر )
۴- فرند در سایزهای مختلف 7 عدد ( حداکثر تا سایز 2.5 )
۵- کیل در سایزهای مختلف 5 عدد
۶- ترای کم سایز 1 و 1.5 2عدد
۷- رکاب 2 جفت
۸- تسمه (60 و 120 سانتی ) 3 عدد
9- خود حمایت مناسب 2 عدد
10- یومار 2 عدد
۱۱- گری گری ۱ عدد
۱۲- ریورسو تری ۲ عدد
1۳- آچار کیل 1 عدد
1۴- هارنس 2 عدد
۱۵- کلاه کاسک 2 عدد
۱۶- کابشن پر و جوراب پر
۱۷- کوله پشتی 2 عدد
۱۸- چراغ پیشانی
پی نوشت:
با تشکر فراوان از مهرزاد فرضی که در این برنامه همراهمان بود و زحمات زیادی کشید و همچنین بویه سادات نیا ( سپرست تیم همت شمیران ) که در هنگام صعود دیواره راهنمایی های لازم را انجام می دادند.
این وبلاگ متعلق به باشگاه کوهنوردی کالاهو شهرستان کلاردشت می باشد. برداشت مطلب یا عکس از این وبلاگ با ذکر منبع بلامانع است.