مش صفر

به قلم شهرام فرضی

مش صفر

انسان جز تکه‏پاره‏هایی از خاطراتِ درهم و شکسته نیست، و دستِ روزگار در کارِ بردن و بریدنِ این خاطرات از ماست. خاطراتی که به سختی و به کندی، در هر بار کوه رفتن، با هر قدم به سوی علم کوه و سیاه کمان و با گذر از نفت چاک شکل می‏گیرد و همچون لایه‏های برفِ نشسته بر یخچالِ علم چال بر ذهن و روح ما جاخوش می‏کنند و آنچنان با ما یکی می‏شوند که می‏پنداریم همواره چنین خواهد بود، اما دریغ و درد که به ناگاه در می‏یابیم این تکه پاره‏های گران‏سنگ را آبِ بهارِسردابرود با خود، شسته و برده‏است و جز حسرت و آه و مرثیه‏خوانی، چیزی برایمان به یادگار نگذاشته‏است. اکنون، ماییم و بارِ از دست دادنِ مشهدی صفرعلی نقوی، اسطوره‏ای که هویتِ کوهنوردی کلاردشت بوده و هست. او در مسیرش به صعود ادامه می‏دهد و بالا و بالاتر می‏رود، بالاتر از صعودهای پیشینش به دماوند و الوند. هم اوست نخستین ایرانی که با عنوان رسمی «راهنما» از سوی فدراسیون کوه‏نوردی به کار مشغول شد. چندین نسل از کوه‏نوردان او را می‏شناسند، بر سفره‏اش نشسته‏اند و از راهنمایی های او در صعود به قله ها بهره ها برده اند. دفترهای یادبود، عکس‏ها و پرچم‏ها و دیگر یادمان‏هایی که فراهم آورده به مجموعه‏ی باارزشی بدل شده‏است که بخش مهمی از سرمایه‏ی فرهنگی کلاردشت و سرگذشتِ کوه‏نوردی ایران است . از جمله تلاش های مشهدی صفر، علاوه بر پناه دادن، نجات و راهنمایی هزاران کوهنورد ایرانی و خارجی، ساخت نخستین پناهگاه سرچال به سال 1342 و مشارکت موثر درساخت پناهگاه جدید سرچال در سال 1351 و نخستین صعود زمستانی را به قله تخت سلیمان طی 18 روز در زمستان سال 1347 با کمترین امکانات با موفقیت به انجام رسانیده‏است. مردی که همچون طبیعتِ سرسختِ کوه، سخت‏کوش بود و شاد و گشاده رو، نمادی از ایستادگی در برابر ناخشنودی‏ها و دشواری‏ها. پیش از آنکه به کار کوه روی آوَرَد، در کوره‏های ذغال، نان از ذغال بیرون می‏کشید و قلم عمر در این کار فرسود و چه شب‏های بسیارکه در ارتفاع بلندتر از چهارهزار متر بسترش سنگ‏ و یخ‏ بود و سقف آسمانش، حصار ستاره‏گانِ گدوک و علم چال.

       آری، انسان چیزی جز تکه‏پاره های خاطرات نیست، خاطراتی که به چشم بر هم زدنی در هم می‏شکنند و داس زمانه با هر گردشش، پاره‏ای از ما را می‏رباید، نخست کامران و سپس مشهدی علی آقا و این‏بار این یار گرانقدر و سرمایه‏ی جاودان کلاردشت و ایران: مشهدی صفر نقوی را که همه وامدار کار سترگ اوییم در شناساندن کلاردشت و رودبارک و علم کوه به ایرانیان و بلکه به جهانیان. او کارِ خویش به نیکی انجام داد و با خاطری آسوده این بار بر زمین گذاشت و اگر تاسف و تاثری هست، برای ماست و چه سخت است توانِ تحمل این فقدان برایِ کوهمردِ خودساخته و دست پرورده‏ی آن بزرگمرد، مشهدی رسول نقوی و نیز خیام و فیروز نقوی. یاد عزیزش را در هر گام به سوی هر قله- پیش از آنکه خود نیز به خاطره‏ای دور درآییم- همواره گرامی خواهیم داشت. یادش زنده و خاطره اش جاودان و مانا.