گزارش حادثه مرگ شادروان میکائیل هاشمی به نقل از همنوردانش:

گروه کوه نوردی آزاد تهران به سرپرستی میکائیل هاشمی و به همراهی هادی یزدی، شایان غلامی و علی حاجی محمدی. حرکت از تهران: ساعت 7 بعد از ظهر روز چهارشنبه 17/4/88 از میدان آزادی به سمت کلاردشت و پناهگاه رودبارک که در ساعت ّ30/1 بامداد به پناهگاه رودبارک رسیده و شب را در پناهگاه استراحت کردیم.

روز پنج شنبه ساعت 9 صبح به سمت پناهگاه سرچال حرکت کرده و ساعت ّ30/4 بعد از ظهر به پناهگاه سرچال رسیده و شب را استراحت کردیم. صبح روز جمعه ساعت 5 از پناهگاه به سوی قله علم کوه از مسیر سیاه سنگ حرکت کرده و در ساعت 11 به اول سیاه سنگ رسیدیم. یکی از نفرات به نام یزدی به علت پارگی کفش و رها شدن کف کفش قادر به ادامه مسیر نشد که نفر دوم (حاجی محمدی) هم به خاطر تنها نبودن آقای یزدی کنار ایشان ماند و قرار شد دو نفر دیگر از گروه (شایان غلامی و میکائیل هاشمی) به سمت قله حرکت کنند. از قسمت های سیم بکسل های مسیر بالا کشیده و به یال بالا رسیدیم. (سیاه سنگ) در این زمان میکائیل به بنده (شایان) گفت: من خسته شدم و همین جا استراحت می کنم، شما برو قله و در هنگام برگشت مرا بیدار کن تا به همراه یکدیگر به سمت بچه ها برویم. 

یزدی: من و علی محمدی همانجا که کفشم پاره شد منتظر ماندیم تا میکائیل و شایان برگردند. 2 ساعت نگذشته بود که صدای میکائیل از بالا شنیده شد، ما به دنبال صدای میکائیل بودیم که از کجا صدا می آید که به یکباره بعد از صدا کردن یزدی و علی صدائی نیامد. باز هم ما چند باری میکائیل را صدا زدیم و در این هنگام میکائیل از بالا رها شد و بعد از روی صخره ها به سمت پایین پرت شد و در یخچال های پایین سقوط کرد؛ ما هم نگران فقط به سمت یال نگاه می کردیم تا شایان رو ببینیم. صبر کردیم تا شایان بعد از 3 ساعت که به سمت قله رفته بود برگشت و قضیه را به ایشان گفتیم و چون جنازه جای خطرناکی پرت شده بود ما هم کاری از دستمان بر نمی آمد که در این زمان به سمت پناهگاه (برای اطلاع رسانی به پلیس و فدراسیون) حرکت کردیم. بعد از اعلام گزارش به مراکز 115_125_110 و فدراسیون) به علت تمام شدن غذا و خوراکی و خاموش شدن گوشی ها به سمت پناهگاه رودبارک حرکت کرده و حدود ساعت ّ30/10 شب به پناهگاه رودبارک رسیدیم.

روحش شاد